تبلیغات
دیار آرزو - مطالب عمومی

دیار آرزو

پنجشنبه 4 اسفند 1384
این

[ پنجشنبه 4 اسفند 1384 - 07:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

شنبه 22 بهمن 1384



[ شنبه 22 بهمن 1384 - 02:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

خبر داغغغغغغغغغغغغغغ

شنبه 12 آذر 1384

یک باند فساد متلاشی شد
 

با دستگیرى ۹۹ متهم، یك باند فساد و فحشا در لاهیجان متلاشى شد. به گزارش گروه «حوادث» ایسنا، در پى اطلاع مأموران پلیس از فعالیت یك باند فساد و فحشا در لاهیجان، مأموران اطلاعات، تحقیقات خود را در این باره آغاز كردند. بدین ترتیب طى یك عملیات موفقیت آمیز ضمن شناسایى محل فساد، ۴ دختر و ۵ پسر دانشجو دستگیر شدند

شكایت از زن به خاطر تلفن هاى مشكوك به خارج از كشور
 

گروه حوادث: یك مرد به خاطر تماس هاى بیش از حد همسرش با تلفن همراهى در كشور ژاپن از او به دادگاه شكایت كرد.
رسیدگى به دادخواست این مرد درحالى از سوى دادیار شعبه پنجم دادسراى شهررى انجام مى گیرد كه زن جوان منكر هرگونه تماسى است.شاكى پرونده وقتى پس از دریافت قبض تلفن خانه اش متوجه هزینه
۱۴۰ هزار تومانى آن شد با مراجعه به مخابرات منطقه خواستار ارائه پرینت مكالمات تلفن خود شد.او وقتى مكالمات خود را دریافت كرد متوجه تماس هاى زیادى شد كه در ساعات مختلف روز از خانه شان با یك تلفن همراه در كشور ژاپن گرفته شده بود.وى هنگامى كه ماجراى تلفن هاى مشكوك را با همسرش درمیان گذاشت با انكار و بى اطلاعى او نسبت به این ماجرا روبرو شد.به دستور دادیار شعبه پنجم دادسراى تهران همسر این مرد براى انجام تحقیقات قضایى احضار شد.وى وقتى در برابر سؤالات دادیار پرونده قرار گرفت مدعى شد كه از تماس هاى مشكوك با این تلفن همراه بى اطلاع است و نمى داند چه كسى از تلفن خانه آنها تماس گرفته است. از سوى دیگر براساس اظهارات مرد خانواده در خانه آنها تنها او و همسرش زندگى مى كنند و او در ساعاتى كه مكالمات تلفنى با خارج از كشور انجام شده در محل كارش حضور داشته است.با توجه به این ادعاها به دستور دادیار پرونده ریزمكالمات ۱۰ ماه گذشته این خط تلفن از مخابرات استعلام و مشخص شد كه در این مدت بیش از ۳۰۰ بار با تلفن همراه موردنظر ارتباط برقرار و هربار دقایقى مكالمه انجام شده است.زن ادعا مى كند شوهرش فردى مشكوك است و با او رفتار و برخورد درستى ندارد و به همین دلیل سعى دارد با این شیوه از او جدا شود.شوهر خانواده هم مدعى است زنش از مدت ها قبل كه دامنه اختلافات در زندگى آنها افزایش یافته سعى دارد با جادو و جنبل كردن زندگى او را از هم بپاشد.این مرد درباره اقدامات خرافاتى همسرش گفت: یك بار وقتى داشتم خانه را تمیز مى كردم تعدادى برگه هاى دعانویسى در زیر فرش پیدا كردم ولى همسرم هرگز حاضر نشد درباره آنها پاسخگو باشد.واقعیتش را بخواهید از آن زمان همیشه ترس داشته ام كه مبادا همسرم مرا چیزخور كند.زن خانواده هم با تأیید این حرف ها گفت: او از مدت ها قبل رفتارهاى متفاوتى نسبت به گذشته با من داشته، هربار برایش غذا درست مى كنم اول باید خودم از آن بخورم تا بعد او خوردن غذا را آغاز كند. به همین دلیل از چند وقت قبل در یك خانه ولى جدا از هم زندگى مى كنیم. حتى خورد و خوراك مان از هم جداست.به دستور دادیار پرونده تحقیقات پلیسى و قضایى درباره این ادعاها ادامه دارد

پایان اقدام به خودكشى یك پسر جوان
 

گروه حوادث- ماجراى ۵ ساعت دلهره در خیابان مطهرى با اقدامات روانكاوى مأموران پلیس و آتش نشانى خاتمه یافت.این حادثه كه صبح روز گذشته به وقوع پیوست پسر جوانى قصد داشت خودش را از بالاى برج دو گل به پایین بیندازد.بنابر این گزارش، ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه روز گذشته نگهبان برج دو گل در خیابان مطهرى در حالى كه مضطرب بود در تماس با پلیس ۱۱۰ ادعا كرد پسر جوانى به بهانه رفتن به طبقه نهم به پشت بام رفته و قصد دارد تا خودش را به پایین بیندازد.لحظاتى بعد اكیپى از مأموران كلانترى ۱۰۴ عباس آباد به همراه مسؤول دایره اجتماعى كلانترى در محل حاضر و بررسى هاى خود را آغاز كردند.در بررسى هاى نخست مشخص شد این جوان ۲۱ ساله به علت اختلافات خانوادگى و بیكارى تصمیم به خودكشى گرفته و ساعتى قبل به بهانه رفتن به طبقه نهم و انجام كار ادارى وارد پشت بام برج دو گل شده است.این پسر در حالى كه چاقویى در دست داشت مأموران را تهدید كرد در صورتى كه به وى نزدیك شوند خود را به پایین خواهد انداخت.لحظاتى بعد چند اكیپ از مأموران آتش نشانى به همراه اورژانس در محل حاضر و تلاش خود را براى نجات پسر جوان آغاز كردند.در حالى كه لحظات به تندى مى گذشت مأموران سعى مى كردند تا پسر جوان را از خودكشى منصرف كنند و این در حالى بود كه عده زیادى در پایین ساختمان تجمع كرده بودند و تعدادى از آنها نیز در حركتى عجیب از او مى خواستند تا خودش را به پایین اندازد. پسر جوان كه از دیدن جمعیتى كه در پایین ساختمان و اطراف خیابان ایستاده بودند وحشت زده شده بود و گریه مى كرد كه با فریاد از مردم مى خواست كه متفرق شوند.پلیس وقتى با این درخواست پسر جوان روبرو شد سعى كرد تا جمعیت تماشاگر رامتفرق كند ولى هیجان حادثه به حدى بود كه كسى حاضر نبود محل را ترك كند.با گذشت سه ساعت از حادثه در حالیكه پسر جوان هر چند لحظه یك بار خود را به لبه بام نزدیك مى كرد و یا روى آن مى نشست یك روانپزشك به تیم نجات ملحق شد و او سعى كرد تا با صحبت كردن پسر جوان را از خودكشى منصرف كند.پسر جوان در حالى كه به شدت گریه مى كرد از آنها مى خواست تا برادرش را نزد او بیاورند.دقایقى بعد مأموران با اطلاع به برادرش او را به بالاى بام برج آورده و پس از مذاكره طولانى با وى در ساعت ۱۴ موفق به پایین آوردن وى از برج شدند.به گزارش خبرنگار ما، پسر جوان سپس به كلانترى ۱۰۴ عباس آباد منتقل شد و تحقیقات درباره انگیزه او از خودكشى ادامه دارد

اعترافات تازه درپرونده تجارت نوزادان
 

گروه حوادث: یك پزشك جوان پس از بازداشت از سوى پلیس، وقتى در برابر بازپرس جنایى تهران قرار گرفت، جزئیات تكان دهنده خرید و فروش نوزادان را فاش كرد.
رسیدگى به پرونده ربوده شدن و خرید و فروش نوزادان از
۲ سال قبل به دنبال دریافت گزارشهایى توسط پلیس آگاهى انجام مى شود.
یك زن وقتى پس از گذشت چند ماه از پرداخت پول به یكى از رابطان اعضاى باند خرید و فروش نوزاد متوجه شد او حاضر به دادن مدارك شناسایى نوزاد مورد معامله به وى نیست، با مراجعه به دادگاه شكایتى را مطرح كرد.این زن وقتى در برابر بازپرس شعبه سوم دادسراى شهر رى قرار گرفت، پرده از فعالیتهاى تبهكارانه اعضاى یك باند سازمان یافته در زمینه معاملات نوزادان تازه متولد شده برداشت.بر اساس این شكایت، مأموران پلیس آگاهى شهر رى با تجسس هاى گسترده خود تعدادى از پرستاران و كارمندان اداره ثبت احوال را بازداشت كردند.در جریان تحقیق از این متهمان، رد پاى چند پزشك زن و مرد نیز در این ماجرا به دست آمد.پیگیریهاى جدى تر درباره ماجراى خرید و فروش نوزادان در بیمارستانهاى مختلف تهران و شهرهاى اطراف تهران هنگامى جدى تر شد كه پرستارى پس از سیزدهمین زایمان یك زن با مراجعه به او ادعا كرد نوزادش مرده متولد شده است.این مادر كه با شنیدن خبر نوزادش شوكه شده بود، با مراجعه به پلیس شكایتى را در این باره طرح كرد.وى در شكایت خود گفت: من تاكنون سیزده بار زایمان كرده ام، هیچ یك از فرزندانم هیچ مشكلى نداشتند و همگى سالم به دنیا آمده اند. در طایفه ما تاكنون سابقه نداشته نوزادى مرده متولد شود. پرستاران و مسؤولان بیمارستان باید جسد نوزادم را به من نشان دهند. آنها مدعى هستند كه نوزادم را دفن كرده اند. مگر مى شود بدون اجازه والدین نوزاد فوت شده او را دفن كرد؟درحالى كه بررسى هاى فنى پلیس درباره ابعاد مختلف این پرونده ادامه داشت، مرد سالخورده اى با مراجعه به بازپرس پرونده راز خریدن نوازد دخترى را فاش كرد.وقتى پرونده ربوده شدن
۶۷ نوزاد براى پیگیریهاى بیشتر به شعبه ششم دادسراى جنایى تهران فرستاده شد، بازپرس «قیصرى» این مرد را براى انجام بازجویى ها درباره جزئیات این معامله به دادسرا فرا خواند.وى پس از حضور در دادسرا گفت: وقتى پس از گذشت چند سال ازدواج پسرم آنها صاحب فرزندى نشدند، تصمیم گرفتیم براى حفظ كانون خانواده آنها نوزادى را از شیرخوارگاه برایشان بگیریم، ولى نظام كاغذبازى و سختگیریهاى بسیار مسؤولان بهزیستى باعث شد تا به طریق غیر قانونى براى گرفتن نوزادى اقدام كنیم. از طریق یكى از دوستانمان نشانى یك پزشك عمومى را كه قادر بود با دریافت مبلغى این كار را انجام دهد، به دست آوردیم.وقتى به مطب او در شرق تهران رفتیم، او درخواست ۵/۵ میلیون تومان براى بچه و ۵ میلیون تومان هم براى تهیه مدارك شناسایى و گواهى تولد بیمارستان كرد. ما براى حفظ زندگى پسرمان حاضر شدیم این مبلغ را بپردازیم. آنها نوزاد دخترى را به ما دادند، ولى براى ارائه شناسنامه چند هفته وقت خواستند، ما هم قبول كردیم، ولى از آن به بعد هر بار به آنها مراجعه كردیم، ادعا كردند چون چند تن از اعضاى باند دستگیر شده اند، نمى توانند این كار را انجام دهند تا اینكه مدتى قبل پسرم به طور ناگهانى فوت كرد. ما هم تصمیم گرفتیم نوزاد دختر را كه هنوز شناسنامه ندارد، به مادرش برگردانیم، تا اینكه در جریان ماجراى دزدیده شدن و خرید و فروش نوزادان قرار گرفتیم.بدین ترتیب با دستورات بازپرس پرونده، یك پزشك عمومى به عنوان متهم بازداشت شد.وى در این باره گفت: قرارها در مطب من گذاشته مى شد. متقاضیان بچه ها از طریق دوستان و آشنایانمان به ما معرفى مى شدند. در جریان این معاملات قرارمان این بود كه كسى از چگونگى انتقال نوزادان اطلاعى نداشته باشد. قیمت نوزادان را یك پرستار زن تعیین مى كرد. من نمى دانستم او بچه ها را از كجا مى آورد. او ابتدا ادعا مى كرد نوزادان متعلق به دختران فرارى هستند كه حاضر به نگهدارى نوزادان خود نیستند و با دریافت مبلغى حاضر مى شوند نوزاد خود را بفروشند.در این میان قیمت دختران بیشتر تعیین مى شد، چون این زن پرستار ادعا داشت به خاطر تفكرات سنتى جامعه اغلب مردان از پذیرش پسران خوددارى مى كنند.شناسنامه ها را هم مردى كه در اداره ثبت احوال مشغول به كار بود، تهیه مى كرد. در این میان تعداد زیادى زن و مرد دخالت داشتند و هیچ كس از واقعیت ماجرا اطلاع دقیقى نداشت. ۶ مورد از معاملات خرید و فروش نوزادان در مطب ما انجام شد. البته مطب من یكى از پاتوقها بود. آنها در نقاط مختلف تهران پاتوقهایى داشتند و در یك زمان ممكن بود به طور همزمان كار انتقال چند نوزاد را انجام دهند.یك بار وقتى به طور سرزده به نشانى خانه زن پرستار رفتم، او را درحالى دیدم كه دختر جوانى را به خانه خود آورده و داشت كار زایمان او را انجام مى داد. تازه فهمیدم كه آنها نوزادان را اینگونه تأمین مى كنند.وقتى كار زایمان تمام شد، او به مادر نوزاد گفت: بچه مرده به دنیا آمد، او رفت و ما نوزاد را به خانواده اى كه متقاضى نوزاد بودند، دادیم.در مجموع ما نوزادان را یا از بیمارستانها مى دزدیدیم، یا مادرى پس از تولد نوزادش چون توان نگهدارى از او را نداشت، نوزاد را مى بخشید یا اینكه ادعا مى شد نوزاد مرده به دنیا آمده و مادر با این خیال مى رفت و نوزاد به فرد متقاضى سپرده مى شد.به گزارش خبرنگار ما، دامنه فعالیت اعضاى این باند از سال ۱۳۷۷ در نقاط مختلف شهر تهران آغاز شده و تا زمان دستگیرى متهمان ادامه داشت.به دستور بازپرس قیصرى، تحقیقات قضایى و پلیسى درباره این پرونده و دستگیرى متهم اصلى با طراحى تصویر رایانه اى وى ادامه دارد

دستگیرى دو دزد مسلح ناشى
 

گروه حوادث- هوشیارى و عكس العمل به موقع راننده جوان دزدان مسلح را به دام انداخت.این حادثه عصر روز سه شنبه ۹ آذرماه سال جارى در منطقه الهیه تهران رخ داد و در جریان آن دو دزد مسلح بازداشت شدند.این دو متهم مسلح در حالیكه تپانچه وقمه اى در دست داشتند پس از سوار شدن به یك خودروى BMW سعى كردند با تهدید راننده را پیاده و خودروى او را بدزدند.متهمان پس از دستگیرى از سوى مأموران كلانترى ۱۰۱ تجریش وقتى در برابر بازپرس «توكلى» از شعبه پنجم دادسراى جنایى تهران قرار گرفتند ضمن اعتراف به اقدام به سرقت، گفتند: «دیروز عصر پس از تهیه اسلحه و قمه از شهر ملایر به تهران حركت كردیم. صبح به تهران رسیدیم هنگامى كه در میدان تختى ایستاده بودیم، با دیدن این خودرو بى ام و تصمیم به سرقت آن گرفتیم. در همین هنگام راننده سوار شد. ما هم بلافاصله سوار شده و با تهدید اسلحه از او خواستیم حركت كند.چون تهران را خوب نمى شناختیم نمى دانستیم او به كدام طرف مى رود تا اینكه در جایى ناگهان ترمز كرد و خود را به بیرون پرتاب كرد. سپس با داد و فریاد او ما را دستگیر كردند

خوش آواز ها در منطقه «ستارخان» تهران گردانده شدند
 

دو تن از اراذل و اوباش مسلح منطقه «ستارخان» تهران در خیابان گردانده شدند.به گزارش پلیس، در پى تماس تلفنى شخصى با مركز فوریت هاى پلیسى ۱۱۰ مبنى بر درگیرى مسلحانه در منطقه «ستارخان» تهران بلافاصله مأموران كلانترى ۱۱۸ تهران به محل مراجعه كردند.پس از مراجعه پلیس به محل درگیرى، اشرار از منطقه متوارى شدند. بر همین اساس یك تیم ویژه جهت شناسایى و دستگیرى اشرار توسط مأموران پایگاه دوم پلیس امنیت تهران تشكیل شد.مأموران پس از چند هفته تحقیقات موفق به شناسایى دو گروه از اشرار منطقه «ستارخان» تهران كه از عوامل درگیرى مسلحانه بودند، شدند كه عوامل اصلى این درگیرى ها معروف به خوش آواز در منطقه كرج مخفى شده بودند.مأموران پس از شناسایى مخفیگاه خوش آوازها در كرج و كسب دستور مقام قضایى مخفیگاه آنها را تحت نظر گرفتند. خوش آوازها كه متوجه حضور پلیس در منطقه شده بودند اقدام به تیر اندازى به سوى پلیس كردند و پلیس نیز براى مقابله به سمت آنها تیراندازى كرد.پلیس پس از دستگیرى آنها و باز جویى به عمل آمده متوجه شد یكى از دو متهم داراى سابقه متعدد در سرقت، درگیرى مسلحانه، كیف قاپى، زورگیرى، اخاذى و نزاع دارد و «دیگرى» نیز داراى سابقه اخاذى، زورگیرى، كیف قاپى، درگیرى مسلحانه و سرقت است كه در مدت پنج سال در زندان بوده و مدت یك سال در تبعید بوده است

گردش با قایق سرقتى از پلیس
 

یك پسر ۱۳ ساله آمریكایى پس از سرقت قایق نظامى پلیس با آن به گردش آبى رفت.
گزارش «آسوشیتدپرس» حاكى است، یك پسر نوجوان آمریكایى، قایق پلیس را ربود و با آن یك دل سیر به گردش رفت! جالب اینجاست كه این نوجوان پس از اینكه از تفریح با قایق سیر شد با فوریت هاى پلیس تماس گرفته و پس از معرفى خود مكان دقیق قایق را به آنها اعلام كرد.پلیس نیز با ردیابى مسیر تلفن این پسر
۱۳ ساله را كه از نزدیكى رستورانى تماس گرفته و منتظر رسیدن مأموران پلیس بود به اتهام سرقت دستگیر و راهى بازداشتگاه كرد

دستگیرى جاعلان سالخورده
 

دو جاعل سالمند كه با جعل سند، خودرو هاى سرقتى را به فروش مى رساندند، دستگیر شدند.
به گزارش فارس، حسین كریمى، فرمانده انتظامى شهرستان شهریار با اعلام این خبر افزود: یكم آذرماه سال جارى مأموران گشت انتظامى شهریار در حین گشت زنى و بازدید از نمایشگاههاى خرید و فروش اتومبیل به یكدستگاه خودرو پراید كه دو نفر
۵۰ ساله و ۵۸ ساله در حال فروش آن در یك نمایشگاه در شهر قدس بودند مظنون شده و در بررسى مدارك و قطعات آن متوجه شدند مدارك خودرو و پلاك آن جعلى بوده و با استعلام شماره موتور و شاسى آن مشخص شد خودرو مورد نظر سرقتى است. با دریافت این موضوع متهمان جهت انجام تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران اداره آگاهى شهریار قرار گرفتند. در بررسى مدارك شخصى متهمان در آگاهى مشخص شد مدارك هویت متهمان نیز جعلى است. دو مرد دستگیر شده در بازجوییهاى كارآگاهان اعتراف كردند از اعضاى باند سارقان و فروشندگان خودروهاى مسروقه هستند

 

 



[ شنبه 12 آذر 1384 - 10:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| نیناز ] [عمومی , ] [+]

اسلام در حاله آپ دیت

جمعه 11 آذر 1384
آینده دنیای کامپیوتر و اینترنت به احتمال ۴۸٪!!!
 ۱- سیستم‌عامل «windows 2000» به «شبابیک ۱۴۲۱» تغییر نام داده می‌شود.
(توضیح اینکه شبابیک به معنی پنجره‌ها و ۱۴۲۱ سال قمری معادل ۲۰۰۰ است)
 ۲- با نصب نرم‌افزارهای جدید کلیه رایانه‌ها در ساعات ملکوتی اذان برای ادای فریضه نماز به مدت ۳۰ دقیقه به طور خودکار shutdown می‌شوند و هرگونه تلاشی برای جلوگیری از خاموش شدن رایانه به انفجار آن و تخریب ساختمان‌های اطراف منجر خواهد شد.
 ۳- نصب پیامبر (messenger سابق) روی رایانه‌ها باید با اجازه وزارت ارشاد باشد.
 ۴- پیامبر شما  علاوه بر send to all باید از گزینه send to all muslims نیز  برخوردار باشد.
 ۵- اگر دو جنس مخالف قصد چت داشته باشند باید ابتدا صیغه جاری شود.
 ۶- اگر دو جنس حتی موافق هم باشند باز جاری کردن صیغه احتیاط واجب است چون امکان دارد طرف مقابل asl دروغکی داده باشد و خود را جنس موافق شما جا زده باشد.
 ۷- استفاده از بعضی smiley (شکلک)های یاهو گناه کبیره است و حکم آن مانند این است که انسان گوشت برادر خود را بخورد. احتیاط مستحب آن است که اصلاً از این شکلکها استفاده نشود.
 ۸- بجای گفتن hi باید از عبارت soavrvb استفاده شود که همان مختصر شده عبارت salam_on_alaikom_va_rahmatollahe_va_barakato است.
۹ - در بیان سرعت انتقال خطوط بجای بیت از «بِیت»، بجای کیلوبیت از «اهل بیت» و بجای مگابیت از «اهل بیت عصمت و طهارت» استفاده شود.
 ۱۰- در پسوردها حتماً باید از نام ائمه استفاده شود به اضافه سه کاراکتر اضافه (& ، # و @) برای جلوگیری از حدس زدن پسورد توسط بقیه. شایان ذکر است استفاده از کاراکتر $ تا زمان برقراری رابطه با آمریکا مجاز نمی‌باشد.
 ۱۱- برای ارتباط‌ات بین شبکه‌ای باید فقط از فیبر نوری استفاده شود چون نور واژه مقدسی است و بهیچ وجه نباید از ارتباطات بی‌سیم استفاده شود چون ناچار به استفاده از ماهواره می‌شوید.
 ۱۲- کلیه کافی‌نت‌ها موظف به تغییر نام خود به «چای‌شبکه» هستند.
 ۱۳- استفاده کنندگان از اینترنت فقط اجازه مشاهده سه سایت زیر را دارند، بقیه سایت‌ها باید قبل از تاسیس از مراجع ذیربط (بی‌ربط) مجوز داشته باشند.
www.chafie.org ، www.khaki.com  و  www.president.man
(توضیح اینکه man مخفف نام  و نام خانوادگی یکی از شخصیت‌های محبوب مردم است که به تازگی دامنه‌های ir به این دامنه تغییر یافته‌اند.)
(صدور مجوز برای هر سایت‌ با برقرار بودن شرایط ذیل حاصل می‌گردد)
 ۱۴- در هنگام مشاهده سایت‌، ابتدا باید یک ‌flash نمایش داده شود که مضمون فلش یادآور روزهای جبهه و جنگ باشد.
۱۵- فونت لینک‌ها حتماً باید کوفی باشد.  
۱۶- بجای استفاده از فونتهای «نازنین»، «میترا» و «سینا» باید از فونتهای «زینب» و «غلامحسین» استفاده شود.


[ جمعه 11 آذر 1384 - 10:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| نیناز ] [عمومی , ] [+]

عشششششششششششششق

سه شنبه 17 آبان 1384

میخوام این دفعه به جای سلام اول از خدای خودتون بخوام نگه دارتون باشه:

خدا نگه دارتون

 

تا حالا به این شعر داریوش فکر کردین (عشق به شکل پرواز پرندس )

عشق!!!!!!!!!

 به نظرم حتی کلمش هم پرازاحساسه یعنی همون کلماتی که تشکیلش دادن( ع ش ق )

عشق خیلی خیلی با اون چیزی که تو ذهن ما هاست فرق می کنه 

وقتی عاشق می شی حتمأ لازم نیست دیونه بشی یا به قول معروف کور بشی کر بشی مخت کار نکنه نه!

همون قدر که یه حس جدیدی تو قلبت احساس کنی کافیه.

ولی ماها( جونایی که الان دارن تو جامعه ما زندگی می کنن) با خوذمون فکر می کنیم  که

ای بابا ما که تاحالا عاشق نشدیم

نه ما هممون عاشقیم حالا من عاشق زندگیم(آدما پرنده ها نفس کشیدن و.................)

تو عاشق مادرتی اون یکی عاشق ..............

خیلی ها هم انقدر تو مادیات گیر کردن که این حس بزرگو به اجسام بی جان میدن (واقعأبراشون متعسفم)

بعضیا هم میترسن از عشق و عاشقی می ترسن از بس گرگ دیدن می ترسن درونشونو به کسه دیگی هدیه کدن شاید حق دارن ولی باید ریسک کرد آره نمیشه هر کسی و داخل قلعه تنهایی خودت راه بدی ولی یکی هست که لیاقتشو داره

 نترس !!!!!!!!

 

فعلأ

 

 



[ سه شنبه 17 آبان 1384 - 09:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| نیناز ] [عمومی , ] [+]

دوشنبه 16 آبان 1384

               

خدایا

مرا ازکسانی قرار مده که نان دینشان را میخورند وبرای

دنیایشان کار میکنند...........

                                                                      دکتر علی شریعتی



[ دوشنبه 16 آبان 1384 - 11:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

دوشنبه 16 آبان 1384

سلام

زندگی یعنی چی اصلا تا حالا شده از خودت بپرسی من کیم اصلا چرا من الان همسایه بقلی نیستم یا چرا چه می دونم جای دختر خالم (پسر خالم) نیستم من الان اینم همینی که جلوی آینه ایستاده ، کاش من فلان کس می شدم یا جای فلان آدم بودم.آخه چرا من الان اینجام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                          

از خیلیا شنیدم میگن : لابد لیاقتت همین بوده یا به قولی :خدا خر شناخته، برای همینه که بهش شاخ نداده

حتما!!!!!!!!!!

مشکل شد دوتا:

خوب حالا خدا کیه؟کجاست ؟از چی هست؟چه جوری به وجود اومده؟

دیدید تا کسی می خواد خداشو شکر کنه بالا سرشو نگاه می کنه یا حالا آسمونو!!!!!!!!!!!!!!

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وقتی من نمی دونم اون کیه یاکجاست چرا باید فکر کنم که بزرگه که (حالا بیا) بعدشم بالا سرمو نگاه کنم.

خدا یه حس درونیه یه چیزی که داخل جسم و روح همه ی آدماست داشتنش بین

آدمامشترکه ولی یکی نیست   

هر آدمی با افکارو نظراته خودشه که خداشوبه وجود می آره (البته برای خودش نه من)یه تجسمی هم ازش تو ذهن خودش می سازه

کسی که خدا نداره همیشه بین زمین و هواست تشخیص مسائل براش سخته برای همین هم هست که همش دچار اشتباه میشه یا به معروف خطا میکنه.

یکمی با خودت فکر کن!!!!!!

فعلا موزاحمتون نمی شم تا بعد!!!!!!!!!!!!!



[ دوشنبه 16 آبان 1384 - 08:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : دوشنبه 16 آبان 1384 - 11:11 ق.ظ]

[ پیام ()|| نیناز ] [عمومی , ] [+]

بی عنوان

دوشنبه 16 آبان 1384

 سلام

عقل نباشد جان در عزاب است من یکی که پی بردم به مطلب

یک ساعت تایپ کردم بدون اینکه ذخیرش کنم با یه اشاره ................

بی خیال

می خوام یه اتفاق خفن که برام افتاده براتون بگم بدشم ازش یه نتیجه بگیرم در ضمن (یه نمه هم مجبورم بی تربیتی حرف بزنم از نظر شما مشکلی نیستکه.......... ایول)

روز شنبه من به همراه دوستم داشتیم می رفتیم بازارقرار شد از متروی نواب سوار شیم که ایستگاه بازار پیاده شیم توی میدون جمهوری داشتیم از خیابون رد می شدیم آقا چشت روز بد نبینه

یه آقایی اومد از پشت (ببخشید) باسن منو دو دستی گرفت ورفت..................

منم همین جوری موندم برگشتم  یه چیزی بهش بگم دیدم رفت حالا من حرص می خورم که دیدم یارو اون طرف میدون ایستاده منم دیگه نفهمیدم چه جوری رفتم اون طرف به یارو که رسیدم شپلق خوابوندم تو گوشش حالا انقدر که استرس به من وارد شده بود دستمو اصلا احساس نمی کردم یارو هم هی می گفت چی شده خانم منم جاتون خالی هر چی دلم  خواست گفتم دوستم اومد دستمو گرفت منو کشید رفتیم یه عامه هم دادو بیداد که چرا این کارو کردی  اگه یارو میگرفت میزدت چی دختر ............

حالا اینو می خوام بگم اگه ۴ نفر پیدا بشن مثل من همین جوری جواب این ادمای بیشعورو بدن مطمئن باشید ۷۰٪ از این ادما که یه نموره آبرو دارن یا یه کمکی می ترسن این کارو نمی کنن

اگه ما خانوما یه نمه ترسو بزاراریم کنار دیگه این جوری رو سرمون هوار نمی شن

در هر صورت .................

خوب فعلا من برم تا بعد !!!!!!!!

 



[ دوشنبه 16 آبان 1384 - 02:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| نیناز ] [عمومی , ] [+]

جمعه 6 آبان 1384

سلام

برو بچ من چند وقتی نبودم حالا بعد از حدود ۵/۱ ماه هم که

اومدم میبینم تمام نویسنده ها گذاشتند رفتند.

بابا یکی بیاد دست ما رو بگیره.



[ جمعه 6 آبان 1384 - 12:10 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 6 آبان 1384 - 12:10 ب.ظ]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

نیایش

شنبه 26 شهریور 1384

خدایا میدانم که باید با تو بگویم و از تو بخواهم و قلبم نیز بر من گواهی میدهد که بر من عطا میکنی البته نه آنگونه که

 

 من میخواهم بلکه به گونه ای بسیار بهتر از آن



[ شنبه 26 شهریور 1384 - 05:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

نیایش

شنبه 26 شهریور 1384

خدایا

                  به من آن ده که آن به



[ شنبه 26 شهریور 1384 - 04:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

جمعه 18 شهریور 1384

یکدیگر را می آزاریم بی آنکه بخواهیم

شاید

بهتر آن باشد که دست در دست یکدیگر نهیم و...

شاملو



[ جمعه 18 شهریور 1384 - 11:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| آرتمیز ] [عمومی , ] [+]

گفتگو با خدا

دوشنبه 14 شهریور 1384

گفتگو با خدا

در رویاهایم دیدم كه با خدا گفتگو می كنم .

خدا پرسید ؟ تو می خواهی با من گفتگو كنی؟ من درپاسخش گفتم: اگر وقت دارید.

خدا خندید و گفتک وقت من بی نهایت است ...

در ذهنت چیست كه می خواهی از من بپرسی؟

پرسیدم چه چیز بشر، شما را سخت متعجب می سازد؟

خدا پاسخ داد:كودكی شان . اینكه آنها از كودكی شان خسته می شوند عجله دارند زود بزرگ شوند وبعد دوباره پس ازمدتهاآرزو میكنند كه كودك باشند....اینكه آنها سلامتی شان را از دست می دهند تا پول بدست آورند وبعد پولشان را از دست می دهند تا سلامتی شان را بدست آورند.

اینكه با اضطراب به آینده نگاه می كنند وحال را فراموش می كنن.وبنا براین نه در حال زندگی می كنند نه در آینده.

اینكه آنها به گونه ای زندگی می كنند كه گویی هرگز نمی میرند وبه گونه ای می میرند كه گویی هرگز زندگی نكرده اند....

دستانم را گرفت برای مدتی سكوت كردیم ومن دو باره پرسیدم "به عنوان یك پدر می خواهی كدام درس های زندگی را فرزندانت بیاموزند؟

او گفت:بیاموزند كه آنها نمی توانند كسی را وادار كنند كه عاشقشان باشد.همه كاری كه آنها می توانند بكنند این است كه اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند.

بیاموزند كه درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه كنند بیاموزند كه فقط چند ثانیه طول می كشد تا زخم های عمیقی در قلب آنان كه دوستشان داریم ایجاد كنیم اما سال ها طول می كشد تا آن زخمها را التیام بخشیم.

بیاموزند كه ثروتمند كسی نیست كه بیشترین ها را دارد .

بلکه ثروتمند كسی است كه به كمترین ها نیاز دارد...

بیاموزند كه آدم هایی هستند كه آنها را دوست دارند فقط نمی دانند چگونه احساسات شان را نشان دهند.

بیاموزند كه دو نفر می توانند باهم به یك نقطه نگاه كنند وآن را متفاوت ببینند.

بیاموزند كه كه كافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند بلكه آنها خود را نیز باید ببخشند...

من با خضوع گفتم آیا چیز دیگری هست كه دوست دارید فرزندانتان بدانند؟خداوند لبخند زد وگفت: فقط اینكه بدانند من در اینجا هستم ."همیشه".

 



[ دوشنبه 14 شهریور 1384 - 02:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مجتبی ] [عمومی , ] [+]

امید

سه شنبه 8 شهریور 1384
امید دارویی است که شفا نمیدهد ولی درد را قابل تحمل میکند

[ سه شنبه 8 شهریور 1384 - 08:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

جمعه 4 شهریور 1384

خدایا چگونه زیستنی به من عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن

گذشت حسرت  نخورم و  مردنی  عطا کن که   من  بر بیهوده گیش سوگوار نگردم .

                                              دکتر علی شریعتی



[ جمعه 4 شهریور 1384 - 02:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

جمعه 4 شهریور 1384
کار را شروع کن خود تمام میشود    

[ جمعه 4 شهریور 1384 - 01:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

زیستن

شنبه 29 مرداد 1384

shariati23kw.jpg

خدایا                                                       

      چگونه زیستن را تو به من بیاموز

                               چگونه مردن را خود خواهم آموخت   .

                                                                        

                                                                                                        دکتر علی شریعتی



[ شنبه 29 مرداد 1384 - 03:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

نویسنده

جمعه 28 مرداد 1384

..

دوستان همراه امروز یه نویسنده جدید به جمع برو بچه های با حال ایرانی اضافه شد. گلنوش خانم نویسنده جدید وبلاگ هستند

گلنوش عزیز ورودتون رومدیریت وبلاگ از طرف همه همکاران به شما تبریک گفته و برایتان آرزوی موفقیت میکنیم



[ جمعه 28 مرداد 1384 - 02:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 1 شهریور 1384 - 05:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| گلنوش ] [عمومی , ] [+]

دل شکسته

چهارشنبه 26 مرداد 1384

                                10190071110461fk.gif     

شکستی دلم را...

شکستی دلم را تو ای هستی من

تو ای می تو ای مستی من

شکستی دلم را چو جامی بلورین

به یک لحظه با یک اشاره

به یک


کلیک کن بقیشو بخون
[ چهارشنبه 26 مرداد 1384 - 09:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 29 مرداد 1384 - 03:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| شوکا ] [عمومی , ] [+]

بهترین

چهارشنبه 19 مرداد 1384

بر قلب خود بنویسید

                    هر روز بهترین روز سال است

                                 



[ چهارشنبه 19 مرداد 1384 - 05:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

این مطلب رو بخونید

چهارشنبه 19 مرداد 1384

 

همیشه با عقاب ها آنها که بهترین در شغلشان و وضعیت اجتماعی هستند نشست و


کلیک کن بقیشو بخون
[ چهارشنبه 19 مرداد 1384 - 05:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 19 مرداد 1384 - 05:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

سه شنبه 18 مرداد 1384

یه بار یه ترکه میره بالای برج میلاد میشینه

مامور برج میاد میگه چرا اینجا نشستی

میگه اخه شنیدم سر برج حقوق میدن من هم اومدم...

                                                      



[ سه شنبه 18 مرداد 1384 - 11:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 18 مرداد 1384 - 07:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| شوکا ] [عمومی , ] [+]

مردها

سه شنبه 18 مرداد 1384
 

مرد ها مثل چی هستند؟!!

مردها مثل «مخلوط كن» هستند:

در هر خانه یكی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد میخورد.

 

مردها مثل «آگهی بازرگانی» هستند:

حتی یك كلمه از چیزهائی را كه میگویند نمیتوان باور كرد.


مردها مثل «كامپیوتر» هستند:

كاربری شان سخت است و هرگز حافظه ایی قوی ندارند.



کلیک کن بقیشو بخون
[ سه شنبه 18 مرداد 1384 - 09:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 19 مرداد 1384 - 05:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| مینا ] [عمومی , ] [+]

باکلاس

سه شنبه 18 مرداد 1384

074ee.jpg

                               

در راستای استقبال دوستان وبلاگ نویس از راهکارهای چگونه با کلاس شویم ؛ قسمت دوم آموزش این موضوع توسط دکترآرشام پارتیا متخصص امور دختران و پسران ، به شرح زیر ارائه می گردد :انجام ورزشهای همانند گلف ، سوارکاری ، پاتیناژ و اسکی .آرایش برنزه داشته باشید و همواره یادتان باشد از مارکهای Niva و Supracolor استفاده نمائید . موبایل سامسونگ مدل T400 به همراه یک عدد ساعت سواج .پوشیدن لباسهای مبتذل در پارتی ها بطوری که چشم پسران هیز از حدقه در بیاید . 

1 / داشتن یک دوست پسر با قد 190 به بالا ( حداقل 2 برابر قد شما باشد !! وزنش هم 75 الی 80 کیلو باشد . )

2 / داشتن یک :

* برای دل کوچک خانم ها ابتدا مراحل با کلاس شدن را برای آنان بیان می کنیم :


کلیک کن بقیشو بخون
[ سه شنبه 18 مرداد 1384 - 09:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : پنجشنبه 27 مرداد 1384 - 08:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| مینا ] [عمومی , ] [+]

ارزو

سه شنبه 18 مرداد 1384

تو زندگیم همیشه آرزوی چیز های مختلفی رو داشتم. وقتی ۶-۷سالم بود آرزو داشتم تمام کتاب های دنیا بشه مال من! یک کم بزرگتر که شدم۹-۱۰ساله آرزو داشتم یه آدم مهمی بشم! مثلا یک جایزه بزرگ جهانی بگیرم! تو۱۲-۱۳ سالگی عشق شعر و ادبیات و جودم را پر کرده بود. آرزوی چاپ یکی از شعرهام تو مجله مورد علاقه ام.

۱۵-۱۶ سالگی...

۱۶-۱۷ سالگی..

۱۷-۱۸ سالگی...

۱۹ سالگی...

خیلی وقت ها به آرزوهام


کلیک کن بقیشو بخون
[ سه شنبه 18 مرداد 1384 - 09:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : پنجشنبه 27 مرداد 1384 - 08:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| مینا ] [عمومی , ] [+]

سیر تکاملی ترکها

سه شنبه 18 مرداد 1384
016ek.jpg

[ سه شنبه 18 مرداد 1384 - 06:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

هویج پوست را نرم میکند

یکشنبه 16 مرداد 1384

ایا میدانید که هویج از گیاهان سرشار از ویتامین است.

و به این ترتیب از هویج در ساخت بسیاری از کرم ها و

ماسک ها استفاده می کنند.

هویج همچنین برای تغذیه پوست مناسب است یعنی

میتوان هویج را خورد یا از آن ماسک بدست آ ورد.

برای تهیه ماسک ابتدا هویج را آبپز کرده و آن را بکوبید و

بعد از سرد شدن آن را به پوست بمالید.



[ یکشنبه 16 مرداد 1384 - 04:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| شوکا ] [عمومی , ] [+]

زندگی

شنبه 15 مرداد 1384

به نام یزدان پاک صفت

 

 زندگی فرصت بس کوتاهیست

                                        تا بدانیم که

مرگ آخرین نقطه پرواز پرستو ها نیست

                                      مرگ هم حادثه است

 

                                     مثل  افتادن برگ

که بدانیم 

             پس از خواب زمستانی خاک نفس سبزبهاری

                                 

                                    جاریست

                                   



[ شنبه 15 مرداد 1384 - 06:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 16 مرداد 1384 - 09:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| شوکا ] [عمومی , ] [+]

عشق شقایق

شنبه 15 مرداد 1384

من ازیاران عاشق مینویسم    

                                      ز خورشید حقایق می نویسم

نه از شبنم نه از باران

                                   من از عشق شقایق می نویسم

                                                       



[ شنبه 15 مرداد 1384 - 04:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 16 مرداد 1384 - 09:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| شوکا ] [عمومی , ] [+]

سه شنبه 11 مرداد 1384

iloveyou9zi.gif

عاشق ترین انسانها کسی است که دنبال عشق نمی گردد و لی عشق را در خودش جستجو میکند و می یابد

اما کسی که دم از عشق میزند ولی در باطن عاشق نیست همیشه دنبال عشق میگردد ولی عشق را نمی یابد

پس بیائید دم نزنیم ، عمل کنیم و عاشقانه وار به معشوق عشق بورزیم ولی زیاده روی نکنیم



[ سه شنبه 11 مرداد 1384 - 10:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

سیاوش قمیشی

یکشنبه 9 مرداد 1384

نغمه پرداز بیدار روشنایی و مهر

 اگر 4 رکن اساسی آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظیم (Compose)  و صدای خواننده (Vocal) را در ساخت و اجرای یک ترانه به عنوان وجوه اصلی ترانه در نظر بگیریم , سیاوش قمیشی تنها هنرمندی ست که هر4 وجه ترانه اش با دیگر فعالان موسیقی پاپ (Popular) ایران متفاوت است.

            سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که  ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند.

            سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی – مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکس به مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه و هوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است.

            سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران.

اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق, زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی, عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما – نسل بعد از انقلاب – در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. با او بوده ایم و او با ما بوده است.

            موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست. سیاوش قمیشی مانند سرزمین زادگاهش انسانی آفتابی است, آفتاب وجودش بی غروب باد

منبع:www.siavash ghomeyshi.com.



[ یکشنبه 9 مرداد 1384 - 02:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 15 مرداد 1384 - 09:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| مینا ] [عمومی , ] [+]

حرف اول

شنبه 8 مرداد 1384

بچه ها ما اومدیم  با این وبلاگ

      

        واسه شما بچه های  با حال و ردیف ایرونی



[ شنبه 8 مرداد 1384 - 04:07 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]