تبلیغات
دیار آرزو

دیار آرزو

پنجشنبه 4 اسفند 1384
این

[ پنجشنبه 4 اسفند 1384 - 07:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

شنبه 22 بهمن 1384



[ شنبه 22 بهمن 1384 - 02:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

بخونش

شنبه 12 آذر 1384
بــطور حتم موارد بسیار زیادی وجود دارند که یک مرد هیچ
وقـت نـمی خـواهـد از زبان همسرش بشنود. "بریم خرید"
یـکی از آنهاست. با شنیدن چنین عباراتی متوجه خواهید
شـد کـه کل بعدازظهرتان در کنار اتاق پرو خانم تلف خواهد
شـد. "تــو مـثـل پـدرت هسـتـی" یـکی دیـگر از این عبارات
نـا گـوار اسـت و بـدتـر از آن شنـیـدن " تـو مـثـل پـدرم رفتار
مـی کـنـی" اسـت که می تواند به طور جدی مردها را آزار
دهـد. در ایـن قـسـمـت چـنـد نـمـونـه از وحـشتـنـاک ترین،
مــهیب ترین، دلخراش ترین و آزاردهنده ترین کلماتی را که
یـک زن می تـوانـد در بـرابـر شوهرش بـر زبان بیاورد را ذکر
کرده ایم.
10- من داشتم فکر می کردم که ...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر او به شما بگوید که " من فکر می کنم..." شما واقعا باید با مسئله جدی برخورد کنید. من با شما شرط می بندم که موضوع بحث چیزی جز ازدواج، ارتباط جنسی و یا یک پایان تلخ نخواهد بود. خانم ها معمولا چنین مسائلی را به روش های مختلف بیان می کنند مثلا: "تو چرا منو دوست داری؟" و یا "آیا تا حالا در مورد آینده فکر کردی؟". در برخورد با این مسائل شما باید همیشه یک راه فرار زیرکانه در سر داشته باشید و چه کاری بهتر از تغییر موضوع بحث.
9- مرد باش
ــــــــــــــــــــ
هیچ چیز به اندازه زیر سوال بردن مردانگی آقایون دردآور نیست. شما می توانید به راحتی مردانگی خود را با سبیلتان! اثبات كنید و از این طریق او را شرمنده کنید. اما اگر نمی خواهید کار به این جا کشیده شود می توانید موضوع بحث را عوض کنید. به عنوان مثال "آیا تو خودت یک زن کاملی؟ شاید به خاطر همینه که اینقدر غر  میزنی"
8- پدر و مادرم می خواهند تو را ببینند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مفهوم این عبارت از دو مورد خارج نیست:
- رابطه شما کاملا جدی می شود و اتفاقات مهمی در حال وقوع است.
- قرار است تا مشکلات روانی شما در زیر میکروسکوپ روان شناسی خانواده مورد بررسی قرار گیرد.
تنها کاری که از دست شما بر می آید این است که امیدوار باشید تا پدر خانواده به یاد تعمیر آن چند سیم چین قدیمی که دارد نیفتد.
7- سرم درد میکنه
ــــــــــــــــــــــــــــــ
عبارت مذکور به این معناست که امشب ابراز عشق و علاقه تعطیل است، رفیق. اما شما در این مورد هم می توانید او را گول بزنید. اگر احساس می کنید که او اصلا دوست ندارد که شهوت شما را فرا بگیرد، می توانید یک عدد آسپرین برای سردردش به او بدهید. این کارخود به خود همه چیز را روبه راه می کند.
6- نامزد قبلیم این کار رو نمی کرد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چون شما هیچ وقت در مورد روابط قبلی خود با او صحبت نمی کنید به همین دلیل انتظار ندارید که او هم در این مورد با شما صحبت کند. در چنین شرایطی او شما را علنا با مردی مقایسه می کند که خودش او را به زباله ها سپرده! اوه، خدای من، خیلی سریع از خودتان دفاع کنید.

 
5- به چی فکر می کنی؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خانم ها خیلی کنجکاو هستند. آنها باید از تمام افکار، احساسات، علایق، عقاید، گمان ها و اشارات شما سر دربیاورند. از سوی دیگر آقایون اصلا دوست ندارند که در مورد همه چیز کاوش کنند و بحث راه بیندازند. سکوت آنها را بیشتر راضی نگه می دارد.
4- به نظرت اون خوشگله؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
مطمئنا او شما را دیده که در حال نگاه کردن به آن خانم زیبا که عقل و هوش را از سر میبرد بوده اید. اصلا مهم نیست که تا چه حد زیرکانه و پنهانی نگاه می کردید، در هر حال او متوجه شده است. بنابر این اگر بگویید "نه" او می داند که شما دروغ می گویید و بحث و جدل آغاز خواهد شد. پس باز هم زمان استفاده از حقه های هنرمندانه است: "یک کم، ولی خیلی چاقه" و بعد هم برای اتمام قضیه دعا کنید.
3- چه تغییری کردم؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به طور حتم اگر نتوانید تشخیص دهید گرفتار درد سر بزرگی می شوید. و هر چه مدت زمان بیشتری را برای جواب دادن صرف کنید او نا امید تر شده و شما را احمق تر فرض می کند. زمانی که شما بالاخره فریاد می کشید " اوه، مدل موها تو عوض کردی!" او از عصبانیت منفجر می شود و گوشواره های جدیدش را به زمین پرتاب می کند و میرود.
2- دوستم نامزد کرده / باردار شده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شاید این عبارت در نگاه اول بی خطر به نظر برسد البته تا زمانیکه صدای او نازک نشده و نا امیدی در آن موج نزند. شما باید بدانید که منظور واقعی او چیست: " کی ما نامزد می کنیم / بچه دار می شویم؟" مسیر انحرافی فوق العاده در این قسمت این است که به ظاهر وانمود کنید که همه چیز را قبول می کنید. اما متاسفانه هیچ کاری از دست شما بر نمی آید هنگامی که او به کنار شما بیاید و با صدای آرام بگوید: "من باردارم". موفق باشی رفیق.
1- ما باید با هم صحبت کنیم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به خاطر داشته باشید که هیچ چیز مثبتی در مورد این عبارت وجود ندارد. شما باید انتظار بر هم خوردن رابطه و یا شرکت در یک بحث طولانی که چطور نمی تواند نیازهای او را براورده کنید را داشته باشید. به هر حال هیچ یک از موارد ذکر شده خوشایند نیستند و نمی توانید کار چندانی نسبت به آن انجام دهید. این عبارت یک ضربه شست واقعی است. حال تصور کنید که او از شما سوال کند " تو فکر می کنی من چاقم؟" هیچ چیز بدتر، نیشدارتر و آزاردهنده تر از این وجود ندارد. به هر حال همه چیز به خودتان بستگی دارد.
راه فرار
ــــــــــــــــــــ
در حالیکه هیچ یک از مردها دوست ندارند که عبارات مذکور را بشنوند، ولی متاسفانه مجبور هستند. بعضی از آنها را می توان تا حدودی تحمل کرد اما تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که خود را برای شنیدن آنها آماده کنید.
 
 


[ شنبه 12 آذر 1384 - 10:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| نیناز ] [دو کلمه حرف حساب , ] [+]

خبر داغغغغغغغغغغغغغغ

شنبه 12 آذر 1384

یک باند فساد متلاشی شد
 

با دستگیرى ۹۹ متهم، یك باند فساد و فحشا در لاهیجان متلاشى شد. به گزارش گروه «حوادث» ایسنا، در پى اطلاع مأموران پلیس از فعالیت یك باند فساد و فحشا در لاهیجان، مأموران اطلاعات، تحقیقات خود را در این باره آغاز كردند. بدین ترتیب طى یك عملیات موفقیت آمیز ضمن شناسایى محل فساد، ۴ دختر و ۵ پسر دانشجو دستگیر شدند

شكایت از زن به خاطر تلفن هاى مشكوك به خارج از كشور
 

گروه حوادث: یك مرد به خاطر تماس هاى بیش از حد همسرش با تلفن همراهى در كشور ژاپن از او به دادگاه شكایت كرد.
رسیدگى به دادخواست این مرد درحالى از سوى دادیار شعبه پنجم دادسراى شهررى انجام مى گیرد كه زن جوان منكر هرگونه تماسى است.شاكى پرونده وقتى پس از دریافت قبض تلفن خانه اش متوجه هزینه
۱۴۰ هزار تومانى آن شد با مراجعه به مخابرات منطقه خواستار ارائه پرینت مكالمات تلفن خود شد.او وقتى مكالمات خود را دریافت كرد متوجه تماس هاى زیادى شد كه در ساعات مختلف روز از خانه شان با یك تلفن همراه در كشور ژاپن گرفته شده بود.وى هنگامى كه ماجراى تلفن هاى مشكوك را با همسرش درمیان گذاشت با انكار و بى اطلاعى او نسبت به این ماجرا روبرو شد.به دستور دادیار شعبه پنجم دادسراى تهران همسر این مرد براى انجام تحقیقات قضایى احضار شد.وى وقتى در برابر سؤالات دادیار پرونده قرار گرفت مدعى شد كه از تماس هاى مشكوك با این تلفن همراه بى اطلاع است و نمى داند چه كسى از تلفن خانه آنها تماس گرفته است. از سوى دیگر براساس اظهارات مرد خانواده در خانه آنها تنها او و همسرش زندگى مى كنند و او در ساعاتى كه مكالمات تلفنى با خارج از كشور انجام شده در محل كارش حضور داشته است.با توجه به این ادعاها به دستور دادیار پرونده ریزمكالمات ۱۰ ماه گذشته این خط تلفن از مخابرات استعلام و مشخص شد كه در این مدت بیش از ۳۰۰ بار با تلفن همراه موردنظر ارتباط برقرار و هربار دقایقى مكالمه انجام شده است.زن ادعا مى كند شوهرش فردى مشكوك است و با او رفتار و برخورد درستى ندارد و به همین دلیل سعى دارد با این شیوه از او جدا شود.شوهر خانواده هم مدعى است زنش از مدت ها قبل كه دامنه اختلافات در زندگى آنها افزایش یافته سعى دارد با جادو و جنبل كردن زندگى او را از هم بپاشد.این مرد درباره اقدامات خرافاتى همسرش گفت: یك بار وقتى داشتم خانه را تمیز مى كردم تعدادى برگه هاى دعانویسى در زیر فرش پیدا كردم ولى همسرم هرگز حاضر نشد درباره آنها پاسخگو باشد.واقعیتش را بخواهید از آن زمان همیشه ترس داشته ام كه مبادا همسرم مرا چیزخور كند.زن خانواده هم با تأیید این حرف ها گفت: او از مدت ها قبل رفتارهاى متفاوتى نسبت به گذشته با من داشته، هربار برایش غذا درست مى كنم اول باید خودم از آن بخورم تا بعد او خوردن غذا را آغاز كند. به همین دلیل از چند وقت قبل در یك خانه ولى جدا از هم زندگى مى كنیم. حتى خورد و خوراك مان از هم جداست.به دستور دادیار پرونده تحقیقات پلیسى و قضایى درباره این ادعاها ادامه دارد

پایان اقدام به خودكشى یك پسر جوان
 

گروه حوادث- ماجراى ۵ ساعت دلهره در خیابان مطهرى با اقدامات روانكاوى مأموران پلیس و آتش نشانى خاتمه یافت.این حادثه كه صبح روز گذشته به وقوع پیوست پسر جوانى قصد داشت خودش را از بالاى برج دو گل به پایین بیندازد.بنابر این گزارش، ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه روز گذشته نگهبان برج دو گل در خیابان مطهرى در حالى كه مضطرب بود در تماس با پلیس ۱۱۰ ادعا كرد پسر جوانى به بهانه رفتن به طبقه نهم به پشت بام رفته و قصد دارد تا خودش را به پایین بیندازد.لحظاتى بعد اكیپى از مأموران كلانترى ۱۰۴ عباس آباد به همراه مسؤول دایره اجتماعى كلانترى در محل حاضر و بررسى هاى خود را آغاز كردند.در بررسى هاى نخست مشخص شد این جوان ۲۱ ساله به علت اختلافات خانوادگى و بیكارى تصمیم به خودكشى گرفته و ساعتى قبل به بهانه رفتن به طبقه نهم و انجام كار ادارى وارد پشت بام برج دو گل شده است.این پسر در حالى كه چاقویى در دست داشت مأموران را تهدید كرد در صورتى كه به وى نزدیك شوند خود را به پایین خواهد انداخت.لحظاتى بعد چند اكیپ از مأموران آتش نشانى به همراه اورژانس در محل حاضر و تلاش خود را براى نجات پسر جوان آغاز كردند.در حالى كه لحظات به تندى مى گذشت مأموران سعى مى كردند تا پسر جوان را از خودكشى منصرف كنند و این در حالى بود كه عده زیادى در پایین ساختمان تجمع كرده بودند و تعدادى از آنها نیز در حركتى عجیب از او مى خواستند تا خودش را به پایین اندازد. پسر جوان كه از دیدن جمعیتى كه در پایین ساختمان و اطراف خیابان ایستاده بودند وحشت زده شده بود و گریه مى كرد كه با فریاد از مردم مى خواست كه متفرق شوند.پلیس وقتى با این درخواست پسر جوان روبرو شد سعى كرد تا جمعیت تماشاگر رامتفرق كند ولى هیجان حادثه به حدى بود كه كسى حاضر نبود محل را ترك كند.با گذشت سه ساعت از حادثه در حالیكه پسر جوان هر چند لحظه یك بار خود را به لبه بام نزدیك مى كرد و یا روى آن مى نشست یك روانپزشك به تیم نجات ملحق شد و او سعى كرد تا با صحبت كردن پسر جوان را از خودكشى منصرف كند.پسر جوان در حالى كه به شدت گریه مى كرد از آنها مى خواست تا برادرش را نزد او بیاورند.دقایقى بعد مأموران با اطلاع به برادرش او را به بالاى بام برج آورده و پس از مذاكره طولانى با وى در ساعت ۱۴ موفق به پایین آوردن وى از برج شدند.به گزارش خبرنگار ما، پسر جوان سپس به كلانترى ۱۰۴ عباس آباد منتقل شد و تحقیقات درباره انگیزه او از خودكشى ادامه دارد

اعترافات تازه درپرونده تجارت نوزادان
 

گروه حوادث: یك پزشك جوان پس از بازداشت از سوى پلیس، وقتى در برابر بازپرس جنایى تهران قرار گرفت، جزئیات تكان دهنده خرید و فروش نوزادان را فاش كرد.
رسیدگى به پرونده ربوده شدن و خرید و فروش نوزادان از
۲ سال قبل به دنبال دریافت گزارشهایى توسط پلیس آگاهى انجام مى شود.
یك زن وقتى پس از گذشت چند ماه از پرداخت پول به یكى از رابطان اعضاى باند خرید و فروش نوزاد متوجه شد او حاضر به دادن مدارك شناسایى نوزاد مورد معامله به وى نیست، با مراجعه به دادگاه شكایتى را مطرح كرد.این زن وقتى در برابر بازپرس شعبه سوم دادسراى شهر رى قرار گرفت، پرده از فعالیتهاى تبهكارانه اعضاى یك باند سازمان یافته در زمینه معاملات نوزادان تازه متولد شده برداشت.بر اساس این شكایت، مأموران پلیس آگاهى شهر رى با تجسس هاى گسترده خود تعدادى از پرستاران و كارمندان اداره ثبت احوال را بازداشت كردند.در جریان تحقیق از این متهمان، رد پاى چند پزشك زن و مرد نیز در این ماجرا به دست آمد.پیگیریهاى جدى تر درباره ماجراى خرید و فروش نوزادان در بیمارستانهاى مختلف تهران و شهرهاى اطراف تهران هنگامى جدى تر شد كه پرستارى پس از سیزدهمین زایمان یك زن با مراجعه به او ادعا كرد نوزادش مرده متولد شده است.این مادر كه با شنیدن خبر نوزادش شوكه شده بود، با مراجعه به پلیس شكایتى را در این باره طرح كرد.وى در شكایت خود گفت: من تاكنون سیزده بار زایمان كرده ام، هیچ یك از فرزندانم هیچ مشكلى نداشتند و همگى سالم به دنیا آمده اند. در طایفه ما تاكنون سابقه نداشته نوزادى مرده متولد شود. پرستاران و مسؤولان بیمارستان باید جسد نوزادم را به من نشان دهند. آنها مدعى هستند كه نوزادم را دفن كرده اند. مگر مى شود بدون اجازه والدین نوزاد فوت شده او را دفن كرد؟درحالى كه بررسى هاى فنى پلیس درباره ابعاد مختلف این پرونده ادامه داشت، مرد سالخورده اى با مراجعه به بازپرس پرونده راز خریدن نوازد دخترى را فاش كرد.وقتى پرونده ربوده شدن
۶۷ نوزاد براى پیگیریهاى بیشتر به شعبه ششم دادسراى جنایى تهران فرستاده شد، بازپرس «قیصرى» این مرد را براى انجام بازجویى ها درباره جزئیات این معامله به دادسرا فرا خواند.وى پس از حضور در دادسرا گفت: وقتى پس از گذشت چند سال ازدواج پسرم آنها صاحب فرزندى نشدند، تصمیم گرفتیم براى حفظ كانون خانواده آنها نوزادى را از شیرخوارگاه برایشان بگیریم، ولى نظام كاغذبازى و سختگیریهاى بسیار مسؤولان بهزیستى باعث شد تا به طریق غیر قانونى براى گرفتن نوزادى اقدام كنیم. از طریق یكى از دوستانمان نشانى یك پزشك عمومى را كه قادر بود با دریافت مبلغى این كار را انجام دهد، به دست آوردیم.وقتى به مطب او در شرق تهران رفتیم، او درخواست ۵/۵ میلیون تومان براى بچه و ۵ میلیون تومان هم براى تهیه مدارك شناسایى و گواهى تولد بیمارستان كرد. ما براى حفظ زندگى پسرمان حاضر شدیم این مبلغ را بپردازیم. آنها نوزاد دخترى را به ما دادند، ولى براى ارائه شناسنامه چند هفته وقت خواستند، ما هم قبول كردیم، ولى از آن به بعد هر بار به آنها مراجعه كردیم، ادعا كردند چون چند تن از اعضاى باند دستگیر شده اند، نمى توانند این كار را انجام دهند تا اینكه مدتى قبل پسرم به طور ناگهانى فوت كرد. ما هم تصمیم گرفتیم نوزاد دختر را كه هنوز شناسنامه ندارد، به مادرش برگردانیم، تا اینكه در جریان ماجراى دزدیده شدن و خرید و فروش نوزادان قرار گرفتیم.بدین ترتیب با دستورات بازپرس پرونده، یك پزشك عمومى به عنوان متهم بازداشت شد.وى در این باره گفت: قرارها در مطب من گذاشته مى شد. متقاضیان بچه ها از طریق دوستان و آشنایانمان به ما معرفى مى شدند. در جریان این معاملات قرارمان این بود كه كسى از چگونگى انتقال نوزادان اطلاعى نداشته باشد. قیمت نوزادان را یك پرستار زن تعیین مى كرد. من نمى دانستم او بچه ها را از كجا مى آورد. او ابتدا ادعا مى كرد نوزادان متعلق به دختران فرارى هستند كه حاضر به نگهدارى نوزادان خود نیستند و با دریافت مبلغى حاضر مى شوند نوزاد خود را بفروشند.در این میان قیمت دختران بیشتر تعیین مى شد، چون این زن پرستار ادعا داشت به خاطر تفكرات سنتى جامعه اغلب مردان از پذیرش پسران خوددارى مى كنند.شناسنامه ها را هم مردى كه در اداره ثبت احوال مشغول به كار بود، تهیه مى كرد. در این میان تعداد زیادى زن و مرد دخالت داشتند و هیچ كس از واقعیت ماجرا اطلاع دقیقى نداشت. ۶ مورد از معاملات خرید و فروش نوزادان در مطب ما انجام شد. البته مطب من یكى از پاتوقها بود. آنها در نقاط مختلف تهران پاتوقهایى داشتند و در یك زمان ممكن بود به طور همزمان كار انتقال چند نوزاد را انجام دهند.یك بار وقتى به طور سرزده به نشانى خانه زن پرستار رفتم، او را درحالى دیدم كه دختر جوانى را به خانه خود آورده و داشت كار زایمان او را انجام مى داد. تازه فهمیدم كه آنها نوزادان را اینگونه تأمین مى كنند.وقتى كار زایمان تمام شد، او به مادر نوزاد گفت: بچه مرده به دنیا آمد، او رفت و ما نوزاد را به خانواده اى كه متقاضى نوزاد بودند، دادیم.در مجموع ما نوزادان را یا از بیمارستانها مى دزدیدیم، یا مادرى پس از تولد نوزادش چون توان نگهدارى از او را نداشت، نوزاد را مى بخشید یا اینكه ادعا مى شد نوزاد مرده به دنیا آمده و مادر با این خیال مى رفت و نوزاد به فرد متقاضى سپرده مى شد.به گزارش خبرنگار ما، دامنه فعالیت اعضاى این باند از سال ۱۳۷۷ در نقاط مختلف شهر تهران آغاز شده و تا زمان دستگیرى متهمان ادامه داشت.به دستور بازپرس قیصرى، تحقیقات قضایى و پلیسى درباره این پرونده و دستگیرى متهم اصلى با طراحى تصویر رایانه اى وى ادامه دارد

دستگیرى دو دزد مسلح ناشى
 

گروه حوادث- هوشیارى و عكس العمل به موقع راننده جوان دزدان مسلح را به دام انداخت.این حادثه عصر روز سه شنبه ۹ آذرماه سال جارى در منطقه الهیه تهران رخ داد و در جریان آن دو دزد مسلح بازداشت شدند.این دو متهم مسلح در حالیكه تپانچه وقمه اى در دست داشتند پس از سوار شدن به یك خودروى BMW سعى كردند با تهدید راننده را پیاده و خودروى او را بدزدند.متهمان پس از دستگیرى از سوى مأموران كلانترى ۱۰۱ تجریش وقتى در برابر بازپرس «توكلى» از شعبه پنجم دادسراى جنایى تهران قرار گرفتند ضمن اعتراف به اقدام به سرقت، گفتند: «دیروز عصر پس از تهیه اسلحه و قمه از شهر ملایر به تهران حركت كردیم. صبح به تهران رسیدیم هنگامى كه در میدان تختى ایستاده بودیم، با دیدن این خودرو بى ام و تصمیم به سرقت آن گرفتیم. در همین هنگام راننده سوار شد. ما هم بلافاصله سوار شده و با تهدید اسلحه از او خواستیم حركت كند.چون تهران را خوب نمى شناختیم نمى دانستیم او به كدام طرف مى رود تا اینكه در جایى ناگهان ترمز كرد و خود را به بیرون پرتاب كرد. سپس با داد و فریاد او ما را دستگیر كردند

خوش آواز ها در منطقه «ستارخان» تهران گردانده شدند
 

دو تن از اراذل و اوباش مسلح منطقه «ستارخان» تهران در خیابان گردانده شدند.به گزارش پلیس، در پى تماس تلفنى شخصى با مركز فوریت هاى پلیسى ۱۱۰ مبنى بر درگیرى مسلحانه در منطقه «ستارخان» تهران بلافاصله مأموران كلانترى ۱۱۸ تهران به محل مراجعه كردند.پس از مراجعه پلیس به محل درگیرى، اشرار از منطقه متوارى شدند. بر همین اساس یك تیم ویژه جهت شناسایى و دستگیرى اشرار توسط مأموران پایگاه دوم پلیس امنیت تهران تشكیل شد.مأموران پس از چند هفته تحقیقات موفق به شناسایى دو گروه از اشرار منطقه «ستارخان» تهران كه از عوامل درگیرى مسلحانه بودند، شدند كه عوامل اصلى این درگیرى ها معروف به خوش آواز در منطقه كرج مخفى شده بودند.مأموران پس از شناسایى مخفیگاه خوش آوازها در كرج و كسب دستور مقام قضایى مخفیگاه آنها را تحت نظر گرفتند. خوش آوازها كه متوجه حضور پلیس در منطقه شده بودند اقدام به تیر اندازى به سوى پلیس كردند و پلیس نیز براى مقابله به سمت آنها تیراندازى كرد.پلیس پس از دستگیرى آنها و باز جویى به عمل آمده متوجه شد یكى از دو متهم داراى سابقه متعدد در سرقت، درگیرى مسلحانه، كیف قاپى، زورگیرى، اخاذى و نزاع دارد و «دیگرى» نیز داراى سابقه اخاذى، زورگیرى، كیف قاپى، درگیرى مسلحانه و سرقت است كه در مدت پنج سال در زندان بوده و مدت یك سال در تبعید بوده است

گردش با قایق سرقتى از پلیس
 

یك پسر ۱۳ ساله آمریكایى پس از سرقت قایق نظامى پلیس با آن به گردش آبى رفت.
گزارش «آسوشیتدپرس» حاكى است، یك پسر نوجوان آمریكایى، قایق پلیس را ربود و با آن یك دل سیر به گردش رفت! جالب اینجاست كه این نوجوان پس از اینكه از تفریح با قایق سیر شد با فوریت هاى پلیس تماس گرفته و پس از معرفى خود مكان دقیق قایق را به آنها اعلام كرد.پلیس نیز با ردیابى مسیر تلفن این پسر
۱۳ ساله را كه از نزدیكى رستورانى تماس گرفته و منتظر رسیدن مأموران پلیس بود به اتهام سرقت دستگیر و راهى بازداشتگاه كرد

دستگیرى جاعلان سالخورده
 

دو جاعل سالمند كه با جعل سند، خودرو هاى سرقتى را به فروش مى رساندند، دستگیر شدند.
به گزارش فارس، حسین كریمى، فرمانده انتظامى شهرستان شهریار با اعلام این خبر افزود: یكم آذرماه سال جارى مأموران گشت انتظامى شهریار در حین گشت زنى و بازدید از نمایشگاههاى خرید و فروش اتومبیل به یكدستگاه خودرو پراید كه دو نفر
۵۰ ساله و ۵۸ ساله در حال فروش آن در یك نمایشگاه در شهر قدس بودند مظنون شده و در بررسى مدارك و قطعات آن متوجه شدند مدارك خودرو و پلاك آن جعلى بوده و با استعلام شماره موتور و شاسى آن مشخص شد خودرو مورد نظر سرقتى است. با دریافت این موضوع متهمان جهت انجام تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران اداره آگاهى شهریار قرار گرفتند. در بررسى مدارك شخصى متهمان در آگاهى مشخص شد مدارك هویت متهمان نیز جعلى است. دو مرد دستگیر شده در بازجوییهاى كارآگاهان اعتراف كردند از اعضاى باند سارقان و فروشندگان خودروهاى مسروقه هستند

 

 



[ شنبه 12 آذر 1384 - 10:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| نیناز ] [عمومی , ] [+]

اسلام در حاله آپ دیت

جمعه 11 آذر 1384
آینده دنیای کامپیوتر و اینترنت به احتمال ۴۸٪!!!
 ۱- سیستم‌عامل «windows 2000» به «شبابیک ۱۴۲۱» تغییر نام داده می‌شود.
(توضیح اینکه شبابیک به معنی پنجره‌ها و ۱۴۲۱ سال قمری معادل ۲۰۰۰ است)
 ۲- با نصب نرم‌افزارهای جدید کلیه رایانه‌ها در ساعات ملکوتی اذان برای ادای فریضه نماز به مدت ۳۰ دقیقه به طور خودکار shutdown می‌شوند و هرگونه تلاشی برای جلوگیری از خاموش شدن رایانه به انفجار آن و تخریب ساختمان‌های اطراف منجر خواهد شد.
 ۳- نصب پیامبر (messenger سابق) روی رایانه‌ها باید با اجازه وزارت ارشاد باشد.
 ۴- پیامبر شما  علاوه بر send to all باید از گزینه send to all muslims نیز  برخوردار باشد.
 ۵- اگر دو جنس مخالف قصد چت داشته باشند باید ابتدا صیغه جاری شود.
 ۶- اگر دو جنس حتی موافق هم باشند باز جاری کردن صیغه احتیاط واجب است چون امکان دارد طرف مقابل asl دروغکی داده باشد و خود را جنس موافق شما جا زده باشد.
 ۷- استفاده از بعضی smiley (شکلک)های یاهو گناه کبیره است و حکم آن مانند این است که انسان گوشت برادر خود را بخورد. احتیاط مستحب آن است که اصلاً از این شکلکها استفاده نشود.
 ۸- بجای گفتن hi باید از عبارت soavrvb استفاده شود که همان مختصر شده عبارت salam_on_alaikom_va_rahmatollahe_va_barakato است.
۹ - در بیان سرعت انتقال خطوط بجای بیت از «بِیت»، بجای کیلوبیت از «اهل بیت» و بجای مگابیت از «اهل بیت عصمت و طهارت» استفاده شود.
 ۱۰- در پسوردها حتماً باید از نام ائمه استفاده شود به اضافه سه کاراکتر اضافه (& ، # و @) برای جلوگیری از حدس زدن پسورد توسط بقیه. شایان ذکر است استفاده از کاراکتر $ تا زمان برقراری رابطه با آمریکا مجاز نمی‌باشد.
 ۱۱- برای ارتباط‌ات بین شبکه‌ای باید فقط از فیبر نوری استفاده شود چون نور واژه مقدسی است و بهیچ وجه نباید از ارتباطات بی‌سیم استفاده شود چون ناچار به استفاده از ماهواره می‌شوید.
 ۱۲- کلیه کافی‌نت‌ها موظف به تغییر نام خود به «چای‌شبکه» هستند.
 ۱۳- استفاده کنندگان از اینترنت فقط اجازه مشاهده سه سایت زیر را دارند، بقیه سایت‌ها باید قبل از تاسیس از مراجع ذیربط (بی‌ربط) مجوز داشته باشند.
www.chafie.org ، www.khaki.com  و  www.president.man
(توضیح اینکه man مخفف نام  و نام خانوادگی یکی از شخصیت‌های محبوب مردم است که به تازگی دامنه‌های ir به این دامنه تغییر یافته‌اند.)
(صدور مجوز برای هر سایت‌ با برقرار بودن شرایط ذیل حاصل می‌گردد)
 ۱۴- در هنگام مشاهده سایت‌، ابتدا باید یک ‌flash نمایش داده شود که مضمون فلش یادآور روزهای جبهه و جنگ باشد.
۱۵- فونت لینک‌ها حتماً باید کوفی باشد.  
۱۶- بجای استفاده از فونتهای «نازنین»، «میترا» و «سینا» باید از فونتهای «زینب» و «غلامحسین» استفاده شود.


[ جمعه 11 آذر 1384 - 10:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| نیناز ] [عمومی , ] [+]

گاثاها۲/۴۶۲

جمعه 20 آبان 1384

........تو خود بنگر ای اهورا ء یاری کن مرا ء همان یاری یی که 

دوستی از دوستش دریغ نمی کند .



[ جمعه 20 آبان 1384 - 02:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 20 آبان 1384 - 02:11 ق.ظ]

[ پیام ()|| مرتضی ] [اوستا , ] [+]

عشششششششششششششق

سه شنبه 17 آبان 1384

میخوام این دفعه به جای سلام اول از خدای خودتون بخوام نگه دارتون باشه:

خدا نگه دارتون

 

تا حالا به این شعر داریوش فکر کردین (عشق به شکل پرواز پرندس )

عشق!!!!!!!!!

 به نظرم حتی کلمش هم پرازاحساسه یعنی همون کلماتی که تشکیلش دادن( ع ش ق )

عشق خیلی خیلی با اون چیزی که تو ذهن ما هاست فرق می کنه 

وقتی عاشق می شی حتمأ لازم نیست دیونه بشی یا به قول معروف کور بشی کر بشی مخت کار نکنه نه!

همون قدر که یه حس جدیدی تو قلبت احساس کنی کافیه.

ولی ماها( جونایی که الان دارن تو جامعه ما زندگی می کنن) با خوذمون فکر می کنیم  که

ای بابا ما که تاحالا عاشق نشدیم

نه ما هممون عاشقیم حالا من عاشق زندگیم(آدما پرنده ها نفس کشیدن و.................)

تو عاشق مادرتی اون یکی عاشق ..............

خیلی ها هم انقدر تو مادیات گیر کردن که این حس بزرگو به اجسام بی جان میدن (واقعأبراشون متعسفم)

بعضیا هم میترسن از عشق و عاشقی می ترسن از بس گرگ دیدن می ترسن درونشونو به کسه دیگی هدیه کدن شاید حق دارن ولی باید ریسک کرد آره نمیشه هر کسی و داخل قلعه تنهایی خودت راه بدی ولی یکی هست که لیاقتشو داره

 نترس !!!!!!!!

 

فعلأ

 

 



[ سه شنبه 17 آبان 1384 - 09:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| نیناز ] [عمومی , ] [+]

دوشنبه 16 آبان 1384

               

خدایا

مرا ازکسانی قرار مده که نان دینشان را میخورند وبرای

دنیایشان کار میکنند...........

                                                                      دکتر علی شریعتی



[ دوشنبه 16 آبان 1384 - 11:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

دوشنبه 16 آبان 1384

سلام

زندگی یعنی چی اصلا تا حالا شده از خودت بپرسی من کیم اصلا چرا من الان همسایه بقلی نیستم یا چرا چه می دونم جای دختر خالم (پسر خالم) نیستم من الان اینم همینی که جلوی آینه ایستاده ، کاش من فلان کس می شدم یا جای فلان آدم بودم.آخه چرا من الان اینجام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                          

از خیلیا شنیدم میگن : لابد لیاقتت همین بوده یا به قولی :خدا خر شناخته، برای همینه که بهش شاخ نداده

حتما!!!!!!!!!!

مشکل شد دوتا:

خوب حالا خدا کیه؟کجاست ؟از چی هست؟چه جوری به وجود اومده؟

دیدید تا کسی می خواد خداشو شکر کنه بالا سرشو نگاه می کنه یا حالا آسمونو!!!!!!!!!!!!!!

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وقتی من نمی دونم اون کیه یاکجاست چرا باید فکر کنم که بزرگه که (حالا بیا) بعدشم بالا سرمو نگاه کنم.

خدا یه حس درونیه یه چیزی که داخل جسم و روح همه ی آدماست داشتنش بین

آدمامشترکه ولی یکی نیست   

هر آدمی با افکارو نظراته خودشه که خداشوبه وجود می آره (البته برای خودش نه من)یه تجسمی هم ازش تو ذهن خودش می سازه

کسی که خدا نداره همیشه بین زمین و هواست تشخیص مسائل براش سخته برای همین هم هست که همش دچار اشتباه میشه یا به معروف خطا میکنه.

یکمی با خودت فکر کن!!!!!!

فعلا موزاحمتون نمی شم تا بعد!!!!!!!!!!!!!



[ دوشنبه 16 آبان 1384 - 08:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : دوشنبه 16 آبان 1384 - 11:11 ق.ظ]

[ پیام ()|| نیناز ] [عمومی , ] [+]

بی عنوان

دوشنبه 16 آبان 1384

 سلام

عقل نباشد جان در عزاب است من یکی که پی بردم به مطلب

یک ساعت تایپ کردم بدون اینکه ذخیرش کنم با یه اشاره ................

بی خیال

می خوام یه اتفاق خفن که برام افتاده براتون بگم بدشم ازش یه نتیجه بگیرم در ضمن (یه نمه هم مجبورم بی تربیتی حرف بزنم از نظر شما مشکلی نیستکه.......... ایول)

روز شنبه من به همراه دوستم داشتیم می رفتیم بازارقرار شد از متروی نواب سوار شیم که ایستگاه بازار پیاده شیم توی میدون جمهوری داشتیم از خیابون رد می شدیم آقا چشت روز بد نبینه

یه آقایی اومد از پشت (ببخشید) باسن منو دو دستی گرفت ورفت..................

منم همین جوری موندم برگشتم  یه چیزی بهش بگم دیدم رفت حالا من حرص می خورم که دیدم یارو اون طرف میدون ایستاده منم دیگه نفهمیدم چه جوری رفتم اون طرف به یارو که رسیدم شپلق خوابوندم تو گوشش حالا انقدر که استرس به من وارد شده بود دستمو اصلا احساس نمی کردم یارو هم هی می گفت چی شده خانم منم جاتون خالی هر چی دلم  خواست گفتم دوستم اومد دستمو گرفت منو کشید رفتیم یه عامه هم دادو بیداد که چرا این کارو کردی  اگه یارو میگرفت میزدت چی دختر ............

حالا اینو می خوام بگم اگه ۴ نفر پیدا بشن مثل من همین جوری جواب این ادمای بیشعورو بدن مطمئن باشید ۷۰٪ از این ادما که یه نموره آبرو دارن یا یه کمکی می ترسن این کارو نمی کنن

اگه ما خانوما یه نمه ترسو بزاراریم کنار دیگه این جوری رو سرمون هوار نمی شن

در هر صورت .................

خوب فعلا من برم تا بعد !!!!!!!!

 



[ دوشنبه 16 آبان 1384 - 02:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| نیناز ] [عمومی , ] [+]

جمعه 6 آبان 1384

سلام

برو بچ من چند وقتی نبودم حالا بعد از حدود ۵/۱ ماه هم که

اومدم میبینم تمام نویسنده ها گذاشتند رفتند.

بابا یکی بیاد دست ما رو بگیره.



[ جمعه 6 آبان 1384 - 12:10 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 6 آبان 1384 - 12:10 ب.ظ]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

جمعه 1 مهر 1384

به نام خدا

۱ مهر ۱۳۱۵ شمسی طوبا آزموده در گذشت.وی موسس مدرسه دخترانه؛ ناموس؛ از اولین مدارس دخترانه ایران است.

طوبا آزموده موسس مدرسه ناموس در سال ۱۲۵۷به دنیا آمد.ناموس دومین مدرسه دخترانه بودکه بعد از مدرسه دوشیزگان تاسیس شدو به مدت ۳۰سال به کار خود ادامه داد.

آزمون دختران بی بضاعت را نیز  در مدرسه

 می پذیرفت. در سال۱۳۱۹وارثان طوبا آزموده مدرسه ناموس را به وزارت معارف اهدا کردند.

طوبا آزموده بنیانگذار دومین دبیرستان دخترانه در ایران نیز هستکه در سال۱۳۰۷شمسی تعدادی از دختران برای اولین بار از آن فارغ التحصیل شدند.



[ جمعه 1 مهر 1384 - 12:09 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| آرتمیز ] [زنان بزرگ , ] [+]

سه شنبه 29 شهریور 1384

به نام ایزد منان

ایام شعبانیه و میلاد مبارک منجی بشر را به همه مسلمین جهان و به خصوص بر و بچه های خوب وبلاگ از صمیم قلب تبریک میگویم.

۱۵ شعبان۱۳۱۲عده ای از زنان با تجمع در صحن حرم حضرت عبدالعظیم بر گرانی نان و گوشت اعتراض کردند.

تا روز دیگه و زنان بزرگ دیگه بدرود.



[ سه شنبه 29 شهریور 1384 - 07:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| آرتمیز ] [زنان بزرگ , ] [+]

نیایش

شنبه 26 شهریور 1384

خدایا میدانم که باید با تو بگویم و از تو بخواهم و قلبم نیز بر من گواهی میدهد که بر من عطا میکنی البته نه آنگونه که

 

 من میخواهم بلکه به گونه ای بسیار بهتر از آن



[ شنبه 26 شهریور 1384 - 05:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

نیایش

شنبه 26 شهریور 1384

خدایا

                  به من آن ده که آن به



[ شنبه 26 شهریور 1384 - 04:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

جمعه 25 شهریور 1384

به نام ایزد منان

۲۵/۶/۱۳۲۰ :۲۵شهریور ۱۳۲۰ دکتر مهندس*پروین دارابی*به دنیا آمد.وی نخستین زن مهندس الکترونیک ایران و نخستین زن ایرانی بود که به عنوان تکنسین کامپیوتر در سال۱۳۴۱ مشغول به کار شد. 



[ جمعه 25 شهریور 1384 - 09:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| آرتمیز ] [زنان بزرگ , ] [+]

سه شنبه 22 شهریور 1384

به نام یگانه معبود بی همتا

و با سلام به همه دوستان

لرتا : قدیمی ترین بازیگر تاتر ایران در سال۱۲۹۰درتهرانبه دنیا آمد.

از اولین زنانی بود که با لباس زنانه روی صحنه رفت.

در نمایشنامه ها یی چو ن مستنطق/اتللو و فیلمهایی چون شب اعدام و همای سعادت بازی کرد.

در مجموعه تلوزیونی خسرو میرزای دوم کار نصرت کریمی بازی به یاد ماندنی ارائه کرد.



[ سه شنبه 22 شهریور 1384 - 08:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| آرتمیز ] [زنان بزرگ , ] [+]

کنسرت علیرضا عصار

سه شنبه 22 شهریور 1384

بابا این علیرضا عصار هم بالاخره کنسرتشو تو کرج برگذار کرد . ما هم که از طرفدارای پرو پا قرص

ایشون هستیم با اجازتون رفتیم

واقعا جای همتون خالی بود . خیلی

حال داد فکرشو نمیکردم همچین جمعیتی بیاد .

علیرضای عزیز نفست همیشه گرم و صدات پاینده باد به مدد مولا

                                                                           یا علی



[ سه شنبه 22 شهریور 1384 - 08:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [موسیقی , ] [+]

آرتمیز

سه شنبه 22 شهریور 1384

بچه ها سلام آرمیتز خانم از امروز به جمع نویسنده های ما پیوستند مدیریت وبلاگ از طرف همه همکاران ورود ایشون رو هم تبریک  میگوییم.

این متن رو هم ایشون دادن تا کسی نگه این اسم کجاییه و.............

آرتمیز : اولین زن دریا نورد و دریا سالار ایرانی است كه با اردوی نظا می خشایار شاه هخامنشی هنگام حمله به یونان همكاری داشت. بیست و پنج قرن پس از او در امریكا راه زنان به ناوهای دریایی باز شد.



[ سه شنبه 22 شهریور 1384 - 03:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 22 شهریور 1384 - 07:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| مرتضی ] [زنان بزرگ , ] [+]

جمعه 18 شهریور 1384

یکدیگر را می آزاریم بی آنکه بخواهیم

شاید

بهتر آن باشد که دست در دست یکدیگر نهیم و...

شاملو



[ جمعه 18 شهریور 1384 - 11:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| آرتمیز ] [عمومی , ] [+]

دوشنبه 14 شهریور 1384

سلام دوستان

ببخشید که خیلی دیر شروع کردم به مطلب نوشتن جا داره از برادر بزرگم آقا مرتضی به خاطر راه اندازی و مدیریت این وبلاگ تشکر کنم وبراش آرزوی موفقیت می کنم

اولین مطلبی که میخوام بنویسم یه شعر قشنگ وطولانیه.تر جمه متن ترانه this kiss forever از خواننده ی خوش صدا و خوش چهره اسپنیش ENRIQUE ّ.امیدوارم خوشتون بیاد.

ایا میتوانم این بوسه را برای همیشه داشته باشم؟

بارها و بارها به چشمان تو می نگرم

تو تمام ارزوی منی

تو مرا تسخیر کرده ای

من می خواهم نگاهت دارم

می خواهم نزدیک تو باشم

من هرگز نمی خواهم به تو اجازه ی رفتن بدهم

ای کاش امشب


کلیک کن بقیشو بخون
[ دوشنبه 14 شهریور 1384 - 11:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 26 شهریور 1384 - 08:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| مجتبی ] [عاشقانه ها , ] [+]

گفتگو با خدا

دوشنبه 14 شهریور 1384

گفتگو با خدا

در رویاهایم دیدم كه با خدا گفتگو می كنم .

خدا پرسید ؟ تو می خواهی با من گفتگو كنی؟ من درپاسخش گفتم: اگر وقت دارید.

خدا خندید و گفتک وقت من بی نهایت است ...

در ذهنت چیست كه می خواهی از من بپرسی؟

پرسیدم چه چیز بشر، شما را سخت متعجب می سازد؟

خدا پاسخ داد:كودكی شان . اینكه آنها از كودكی شان خسته می شوند عجله دارند زود بزرگ شوند وبعد دوباره پس ازمدتهاآرزو میكنند كه كودك باشند....اینكه آنها سلامتی شان را از دست می دهند تا پول بدست آورند وبعد پولشان را از دست می دهند تا سلامتی شان را بدست آورند.

اینكه با اضطراب به آینده نگاه می كنند وحال را فراموش می كنن.وبنا براین نه در حال زندگی می كنند نه در آینده.

اینكه آنها به گونه ای زندگی می كنند كه گویی هرگز نمی میرند وبه گونه ای می میرند كه گویی هرگز زندگی نكرده اند....

دستانم را گرفت برای مدتی سكوت كردیم ومن دو باره پرسیدم "به عنوان یك پدر می خواهی كدام درس های زندگی را فرزندانت بیاموزند؟

او گفت:بیاموزند كه آنها نمی توانند كسی را وادار كنند كه عاشقشان باشد.همه كاری كه آنها می توانند بكنند این است كه اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند.

بیاموزند كه درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه كنند بیاموزند كه فقط چند ثانیه طول می كشد تا زخم های عمیقی در قلب آنان كه دوستشان داریم ایجاد كنیم اما سال ها طول می كشد تا آن زخمها را التیام بخشیم.

بیاموزند كه ثروتمند كسی نیست كه بیشترین ها را دارد .

بلکه ثروتمند كسی است كه به كمترین ها نیاز دارد...

بیاموزند كه آدم هایی هستند كه آنها را دوست دارند فقط نمی دانند چگونه احساسات شان را نشان دهند.

بیاموزند كه دو نفر می توانند باهم به یك نقطه نگاه كنند وآن را متفاوت ببینند.

بیاموزند كه كه كافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند بلكه آنها خود را نیز باید ببخشند...

من با خضوع گفتم آیا چیز دیگری هست كه دوست دارید فرزندانتان بدانند؟خداوند لبخند زد وگفت: فقط اینكه بدانند من در اینجا هستم ."همیشه".

 



[ دوشنبه 14 شهریور 1384 - 02:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مجتبی ] [عمومی , ] [+]

آخرین مصاحبه علی کریمی

شنبه 12 شهریور 1384

بچه ها سلام این آخرین مصاحبه ی علی کریمیه که توی سایتش انتشار یافته

وب سایت علی کریمی هنوز برای بیننده های غیر ایرانی مانند یک کتاب بسته می ماند. این سایت که در آدرس www.alikarimi8.com قرار دارد حاوی اطّلاعات زیادی در مورد توافق هیجان برانگبز باشگاه بایرن مونیخ در تابستان می باشد امّا در حال حاضر تنها به ربان مادری علی کریمی قابل دسترسی است.

به هر حال علی کریمی برای پاسخ به ارتش روزافزون هواداران اروپائی و بین المللی خود در فکر راه اندازی نسخه های انگلیسی و آلمانی این وب سایت است. سایت بایرن صبر را کنار گذاشت و با این بازیکن بیست و شش ساله به یک گفتگوی مفصل نشست. کریمی از طریق مترجم اش در مورد خود، زندگی جدید اش در مونیخ و هدف هایی را که در بایرن به دنبال آنهاست صحبت می کند.

سایت بایرن: صبح به خیر علی، الان شنیدیم که به کارمند مامور رخت کن به زبان آلمانی سلام گرمی کردی. با زبان آلمانی چطوری؟

علی کریمی: تنها می توانم از پس چند کلمه در حد


کلیک کن بقیشو بخون
[ شنبه 12 شهریور 1384 - 09:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 12 شهریور 1384 - 09:09 ق.ظ]

[ پیام ()|| مرتضی ] [ورزشی , ] [+]

امید

سه شنبه 8 شهریور 1384
امید دارویی است که شفا نمیدهد ولی درد را قابل تحمل میکند

[ سه شنبه 8 شهریور 1384 - 08:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

جمعه 4 شهریور 1384

خدایا چگونه زیستنی به من عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن

گذشت حسرت  نخورم و  مردنی  عطا کن که   من  بر بیهوده گیش سوگوار نگردم .

                                              دکتر علی شریعتی



[ جمعه 4 شهریور 1384 - 02:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

جمعه 4 شهریور 1384
کار را شروع کن خود تمام میشود    

[ جمعه 4 شهریور 1384 - 01:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

تاریخ تولد

شنبه 29 مرداد 1384

از سه تا ترکه میپرسند که کی به دنیا اومدی؟ اولی میگه: سال۵۷ و نیمه اول

دومی میگه: سال ۵۳ و نیمه دوم.سومی میگه: لابد  منم سال ۵۳ تو وقت اضافه                        

                            .

( خوشحال میشم نظرتون رو بنویسید)



[ شنبه 29 مرداد 1384 - 05:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 29 مرداد 1384 - 10:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| گلنوش ] [لطیفه , ] [+]

زیستن

شنبه 29 مرداد 1384

shariati23kw.jpg

خدایا                                                       

      چگونه زیستن را تو به من بیاموز

                               چگونه مردن را خود خواهم آموخت   .

                                                                        

                                                                                                        دکتر علی شریعتی



[ شنبه 29 مرداد 1384 - 03:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

بنز الگانس

شنبه 29 مرداد 1384

یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم؛داشته صد هشتاد تا تو  اتوبان میرفته؛ یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد ! خیلی شاکی میشه؛پارو میگذاره روی گاز؛ با سرعت دویست از بغل موتور رد میشه. یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره؛ یهو میبینه موتور گازیه غییییژ ازش جلو زد! دیگه  پاک  قاط میزنه  پا رو تا ته میگذاره روی گاز؛ با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه. همینجور داشته با اخرین سرعت میرفته؛ یهو میبینه

(خوشحال میشم نظرتون رو بنویسید)


کلیک کن بقیشو بخون
[ شنبه 29 مرداد 1384 - 03:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 29 مرداد 1384 - 03:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| گلنوش ] [لطیفه , ] [+]

نویسنده

جمعه 28 مرداد 1384

..

دوستان همراه امروز یه نویسنده جدید به جمع برو بچه های با حال ایرانی اضافه شد. گلنوش خانم نویسنده جدید وبلاگ هستند

گلنوش عزیز ورودتون رومدیریت وبلاگ از طرف همه همکاران به شما تبریک گفته و برایتان آرزوی موفقیت میکنیم



[ جمعه 28 مرداد 1384 - 02:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 1 شهریور 1384 - 05:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| گلنوش ] [عمومی , ] [+]

انواع بله عروس خانوم

جمعه 28 مرداد 1384

                                           1265fi.jpg

تا حالا به نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد دقت کردین؟ بسته به گرایش یا علاقه هر کسی یه جور بله رومیگه.مثلا:

عروس عادی:با اجازه بزرگترها بله(این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه.)

عروس لوس:بع........له..(عروس های لوس رو باید فقط سپرد به دست داماد و...)

با تشکر از سایت www.alaveh.com


کلیک کن بقیشو بخون
[ جمعه 28 مرداد 1384 - 12:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 29 مرداد 1384 - 03:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| گلنوش ] [عاشقانه ها , ] [+]

ایران در خطر وبا

جمعه 28 مرداد 1384

افزایش وبا در ایران:

پیشگری: استفاده نکردن از:۱-آب آلوده ۲-سبزی* میوه* غذای آلوده.

تهیه آب سالم و تسهیلات برای دفع بهداشتی مدفوع *آب جوشیده یا کلرینه شود. 


کلیک کن بقیشو بخون
[ جمعه 28 مرداد 1384 - 12:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 28 مرداد 1384 - 07:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| گلنوش ] [سلامت , ] [+]

بازیکن جدید ایرانی

پنجشنبه 27 مرداد 1384

                306051biglandscape9ap.jpg   

کشف یک بازیکن ایرانی دیگر در اروپا

بهتاش نوری می خواهد اولین بازیکن ایرانی لیگ هلند

باشد. 



[ پنجشنبه 27 مرداد 1384 - 10:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : جمعه 28 مرداد 1384 - 07:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| گلنوش ] [ورزشی , ] [+]

بودی

پنجشنبه 27 مرداد 1384

     به نام یزدان پاک

          بودی

آنی بود درها وا شده بود

برگی نه شاخی نه باغ فنا پیدا شده بود

مرغان مکان خاموش این خاموش آن خاموش خاموشی گویا شده بود

آن پهنه چه بود با میشی گرگی همپا شده بود.

نقش صدا کم رنگ نقش ندا کم رنگ پرده مگر تا شده بود؟

من رفته او رفته ما بی ما شده بود.

زیبایی تنها شده بود.

هر رودی دریا

                        هر بودی بودا شده بود.

                                سهراب سپهری



[ پنجشنبه 27 مرداد 1384 - 07:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| شوکا ] [بخند , ] [+]

دل شکسته

چهارشنبه 26 مرداد 1384

                                10190071110461fk.gif     

شکستی دلم را...

شکستی دلم را تو ای هستی من

تو ای می تو ای مستی من

شکستی دلم را چو جامی بلورین

به یک لحظه با یک اشاره

به یک


کلیک کن بقیشو بخون
[ چهارشنبه 26 مرداد 1384 - 09:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : شنبه 29 مرداد 1384 - 03:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| شوکا ] [عمومی , ] [+]

بهترین

چهارشنبه 19 مرداد 1384

بر قلب خود بنویسید

                    هر روز بهترین روز سال است

                                 



[ چهارشنبه 19 مرداد 1384 - 05:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

این مطلب رو بخونید

چهارشنبه 19 مرداد 1384

 

همیشه با عقاب ها آنها که بهترین در شغلشان و وضعیت اجتماعی هستند نشست و


کلیک کن بقیشو بخون
[ چهارشنبه 19 مرداد 1384 - 05:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 19 مرداد 1384 - 05:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

سه شنبه 18 مرداد 1384

یه بار یه ترکه میره بالای برج میلاد میشینه

مامور برج میاد میگه چرا اینجا نشستی

میگه اخه شنیدم سر برج حقوق میدن من هم اومدم...

                                                      



[ سه شنبه 18 مرداد 1384 - 11:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 18 مرداد 1384 - 07:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| شوکا ] [عمومی , ] [+]

سه شنبه 18 مرداد 1384

               *   کی چه شهری رو دوست داره:

 

  فرهاد                                     قصر شیرین                           

 فوتبالیست                                گلپایگان

 شناگر                                      میان دو آب

 گرمازده                                    جویبار

    باغدار                                       سروستان

 یکی یه دونه                             چالوس

 کوه نورد                                    ابرکوه

 بیمار                                          تبریز

     خوش گذران                              خرم آباد

                قناد                                           سمرقند

          



[ سه شنبه 18 مرداد 1384 - 11:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 19 مرداد 1384 - 05:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| شوکا ] [بخند , ] [+]

مردها

سه شنبه 18 مرداد 1384
 

مرد ها مثل چی هستند؟!!

مردها مثل «مخلوط كن» هستند:

در هر خانه یكی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد میخورد.

 

مردها مثل «آگهی بازرگانی» هستند:

حتی یك كلمه از چیزهائی را كه میگویند نمیتوان باور كرد.


مردها مثل «كامپیوتر» هستند:

كاربری شان سخت است و هرگز حافظه ایی قوی ندارند.



کلیک کن بقیشو بخون
[ سه شنبه 18 مرداد 1384 - 09:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 19 مرداد 1384 - 05:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| مینا ] [عمومی , ] [+]

باکلاس

سه شنبه 18 مرداد 1384

074ee.jpg

                               

در راستای استقبال دوستان وبلاگ نویس از راهکارهای چگونه با کلاس شویم ؛ قسمت دوم آموزش این موضوع توسط دکترآرشام پارتیا متخصص امور دختران و پسران ، به شرح زیر ارائه می گردد :انجام ورزشهای همانند گلف ، سوارکاری ، پاتیناژ و اسکی .آرایش برنزه داشته باشید و همواره یادتان باشد از مارکهای Niva و Supracolor استفاده نمائید . موبایل سامسونگ مدل T400 به همراه یک عدد ساعت سواج .پوشیدن لباسهای مبتذل در پارتی ها بطوری که چشم پسران هیز از حدقه در بیاید . 

1 / داشتن یک دوست پسر با قد 190 به بالا ( حداقل 2 برابر قد شما باشد !! وزنش هم 75 الی 80 کیلو باشد . )

2 / داشتن یک :

* برای دل کوچک خانم ها ابتدا مراحل با کلاس شدن را برای آنان بیان می کنیم :


کلیک کن بقیشو بخون
[ سه شنبه 18 مرداد 1384 - 09:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : پنجشنبه 27 مرداد 1384 - 08:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| مینا ] [عمومی , ] [+]

ارزو

سه شنبه 18 مرداد 1384

تو زندگیم همیشه آرزوی چیز های مختلفی رو داشتم. وقتی ۶-۷سالم بود آرزو داشتم تمام کتاب های دنیا بشه مال من! یک کم بزرگتر که شدم۹-۱۰ساله آرزو داشتم یه آدم مهمی بشم! مثلا یک جایزه بزرگ جهانی بگیرم! تو۱۲-۱۳ سالگی عشق شعر و ادبیات و جودم را پر کرده بود. آرزوی چاپ یکی از شعرهام تو مجله مورد علاقه ام.

۱۵-۱۶ سالگی...

۱۶-۱۷ سالگی..

۱۷-۱۸ سالگی...

۱۹ سالگی...

خیلی وقت ها به آرزوهام


کلیک کن بقیشو بخون
[ سه شنبه 18 مرداد 1384 - 09:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : پنجشنبه 27 مرداد 1384 - 08:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| مینا ] [عمومی , ] [+]

سیر تکاملی ترکها

سه شنبه 18 مرداد 1384
016ek.jpg

[ سه شنبه 18 مرداد 1384 - 06:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عمومی , ] [+]

زندگی

دوشنبه 17 مرداد 1384

زندگی یک بازی درد آور است    

                                                 زندگی یک اول بی آخر است

زندگی کردیم اما باختیم

                                                کاخ خود را روی دریا ساختیم

لمس باید کرد این اندوه را

                                                بر کف باید کشید این کوه را

                 زندگانی با همین غم ها خوش است

             با همان بیش و همان کم ها خوش است



[ دوشنبه 17 مرداد 1384 - 05:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| شوکا ] [عاشقانه ها , ] [+]

دوشنبه 17 مرداد 1384

یه بار یه ترکه تصمیم می گیره یه زیر دریایی امریکایی رو غرق کنه.

میره دم درشون در میزنه و در میره...

 

۱ سوال * ۱ سوال* ۱ سوال* ۱ سوال*۱ سوال

اگه گفتی فرق بین هوا پیما و پیرزن چیه؟

ج: هواپیما از جلو بلند میشه پیرزن از عقب...

 



[ دوشنبه 17 مرداد 1384 - 05:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| شوکا ] [لطیفه , ] [+]

هویج پوست را نرم میکند

یکشنبه 16 مرداد 1384

ایا میدانید که هویج از گیاهان سرشار از ویتامین است.

و به این ترتیب از هویج در ساخت بسیاری از کرم ها و

ماسک ها استفاده می کنند.

هویج همچنین برای تغذیه پوست مناسب است یعنی

میتوان هویج را خورد یا از آن ماسک بدست آ ورد.

برای تهیه ماسک ابتدا هویج را آبپز کرده و آن را بکوبید و

بعد از سرد شدن آن را به پوست بمالید.



[ یکشنبه 16 مرداد 1384 - 04:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| شوکا ] [عمومی , ] [+]

یک شعر از یک شاعره خارجی

شنبه 15 مرداد 1384

follow me.....for

عاشقانه همراه من گام بردار


Talk to me
ever
كه توان گفتنتش را به دیگری نداری

به من از آن بگو


Laugh with me
even when you feel silly
بامن بخند

حتی آنگاه كه احساس حماقت میكنی

Cry with me
when you are most upset


کلیک کن بقیشو بخون
[ شنبه 15 مرداد 1384 - 10:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : پنجشنبه 27 مرداد 1384 - 03:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| مرتضی ] [عاشقانه ها , ] [+]

علیرضا عصار

شنبه 15 مرداد 1384

علیرضا عصار یکی از اولین خواننده هاییست که در

عرصه ی موسیقی پاپ در ایران پیشگام بوده و از موفقترین خوانندها بوده است .او که در کارهایش سبک و روشی خاص برای خود را داراست   طرفداران بیشماری چه در داخل و چه در خارج از کشور برای خود دارد .

آلبوم های او عبارتتند از

۱.کوچ عاشقانه

۲.حال من بی تو

۳.عشق الهی

۴.ای عاشقان

۵.مولای عشق

عصار در اکتریت کارهای خود  از علایق شخصی خود سود برده است وهمان طور که خود گفته برای دل خودش خوانده نه آنچه دیگران میپسندند.

بله آنچه که از دل بر آید بر دل نشیند.باز هم از او به طور مفصل برایتان مینویسم.



[ شنبه 15 مرداد 1384 - 10:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مرتضی ] [موسیقی , ] [+]

افتخار ایران

شنبه 15 مرداد 1384

دیشب در بازی بایرن مونیخ و موشن گلادباخ علی کریمی از نیمه . 

دوم وارد بازی شد

کریمی تو بازی دیشب خیلی عالی کار کرد اون حتی زمینه ساز

یکی از گلهای تیمش بود .

بایرن مونیخ  دیشب با نتیجه ۳   بر صفر رقیب خودشو شکست داد



[ شنبه 15 مرداد 1384 - 08:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 16 مرداد 1384 - 09:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| مرتضی ] [ورزشی , ] [+]

زندگی

شنبه 15 مرداد 1384

به نام یزدان پاک صفت

 

 زندگی فرصت بس کوتاهیست

                                        تا بدانیم که

مرگ آخرین نقطه پرواز پرستو ها نیست

                                      مرگ هم حادثه است

 

                                     مثل  افتادن برگ

که بدانیم 

             پس از خواب زمستانی خاک نفس سبزبهاری

                                 

                                    جاریست

                                   



[ شنبه 15 مرداد 1384 - 06:08 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : یکشنبه 16 مرداد 1384 - 09:08 ق.ظ]

[ پیام ()|| شوکا ] [عمومی , ] [+]